عبدالرضا یاری نسلی که امروزه با نام دهه هشتادی به عنوان نسلی متفاوت شناخته شده و به جهت برخی رفتارهای ناهنجار با اصول و عرف جامعه مورد نکوهش قرار می گیرند محصول خلاء فرهنگی حاصل از دوره انتقال بین نسلی هستند. نسلی که هنجارهایی نامنطبق با هنجار نسل های پیشین دارند مساله ای که اگر با […]

عبدالرضا یاری
نسلی که امروزه با نام دهه هشتادی به عنوان نسلی متفاوت شناخته شده و به جهت برخی رفتارهای ناهنجار با اصول و عرف جامعه مورد نکوهش قرار می گیرند محصول خلاء فرهنگی حاصل از دوره انتقال بین نسلی هستند. نسلی که هنجارهایی نامنطبق با هنجار نسل های پیشین دارند مساله ای که اگر با رویکردی بلندمدت موردتوجه قرار نگیرد تبدیل به مشکل خواهند شد. رفتارهای این نسل که به لطف آگاهی های ناشی از فناوری های نوین کاملا متفاوت و بعضا در تعارض با اصول پذیرفته شده جامعه است نیازمند توجه ویژه و جبران ترک فعل های متولیان امر در همسو کردن این نسل با ارزشهای حاکم بر جامعه است. متولیانی همچون آموزش و پرورش که بهترین و مناسب ترین دوران عمر این نسل را مدیریت کرده اند. آنگاه که رقبای ایدئولوژیک ما از طریق ابزارهای فناوری مشغول القاء آموزه های خود به این نسل بودند آموزش و پرورش نه تنها اقدام متناسبی برای تقابل با این هجمه فرهنگی نکرد بلکه با درنظر نگرفتن مشکلات معیشتی معلمان که می توانستند افسران تقابل با این تهاجم باشند سبب شد تا اکثریت این قشر ارزشمند در مقابله با بی مهری و بی توجهی صورت گرفته یا خنثی و منفعل عمل کرده و یا بعضا در همراهی با رقبای فرهنگی به صورت تلویحی افکار این نسل را به سوی دیگری سوق دادند. از دیگر سو سازمان های فرهنگی مذهبی و مبلغین مذهبی نیز که با در اختیار داشتن پایگاه عظیم مساجد می توانستند خلاء مدارس را پر کنند در سایه عدم وجود برنامه فرهنگی مدون و متناسب با شرایط به شدت متغیر دنیا و نیز درگیری با مسائل معیشتی نتوانستند رسالت خود را که پیشینه مطلوبی در اصلاح افکارعمومی داشتند به خوبی انجام دهند. البته دیگر متولیان فرهنگی اجتماعی نیز هرکدام متناسب با حوزه فعالیت خود می توانستند عملکرد مطلوبی از خود برجای بگذارند که با شرایط موجود ظاهرا چنین نبوده است.
















Wednesday, 28 January , 2026