در روزگاری که بسیاری از افراد پس از ورود به دنیای تخصصی شغل خود از عرصههای فرهنگی و ادبی فاصله میگیرند، مهندس پژمان خفتان از جمله چهرههایی است که مسیر کاملاً متفاوتی را برگزیده است. او سالها در حوزههای فنی، پژوهشی و آموزشی فعالیت کرده و در عین حال، نوشتن را نه به عنوان سرگرمی، […]

در روزگاری که بسیاری از افراد پس از ورود به دنیای تخصصی شغل خود از عرصههای فرهنگی و ادبی فاصله میگیرند، مهندس پژمان خفتان از جمله چهرههایی است که مسیر کاملاً متفاوتی را برگزیده است. او سالها در حوزههای فنی، پژوهشی و آموزشی فعالیت کرده و در عین حال، نوشتن را نه به عنوان سرگرمی، بلکه بهمثابه مسئولیتی اجتماعی دنبال کرده است. در گفتوگویی که با او داشتیم، از پیوند میان مهندسی و نویسندگی، نقش ریشههای فرهنگیاش در کرمانشاه، نقدهایش به وضعیت مطالعه در جامعه و نگاهش به آینده نویسندگی سخن گفت؛ سخنانی که نشان میدهد چگونه یک اندیشه مهندسیشده میتواند به ادبیات، آموزش، خانواده و حتی زندگی احساسی انسانها راه پیدا کند.
پژمان خفتان، نوشتن را ادامه مسیر تجربه میداند. به اعتقاد او، زمانی که انسان سالها مطالعه میکند و درگیر عمل و تجربه در یک حوزه میشود، روی دوش خود بار انتقال این تجربه را احساس میکند. همین حس مسئولیت، او را وارد مسیر جدی تألیف کرده است. خودش در ابتدای گفتگو جملهای میگوید که شالوده تمام نوشتههای او را توضیح میدهد: «وقتی انسان سالها در یک حوزه کار و مطالعه میکند، احساس میکند باید دانستههایش را ثبت کند و در اختیار دیگران بگذارد. این یک وظیفه است، نه فقط یک علاقه.»
این نگاه باعث شده است آثار او در عین سادگی، بر پایه تجربههای واقعی و آگاهی عمیق بنا شوند. او برخلاف بسیاری از نویسندگان حوزه انگیزشی، به دنبال ارائه شعارهای کوتاه و سطحی نیست؛ بلکه تلاش دارد «روش فهمیدن» را به خواننده منتقل کند. به قول خودش، «کتاب باید چراغ بدهد، نه اینکه فقط کلمات زیبا بچیند.»
خاستگاه او، یعنی کرمانشاه، نقشی بسیار پررنگ در نگاه و قلمش دارد. خفتان معتقد است فرهنگ یک منطقه، تنها مجموعهای از آدابورسوم نیست؛ بلکه ستونهای شخصیت افراد را شکل میدهد. او میگوید روحیه سختکوشی، صداقت، مقاومت در برابر دشواریها و پیوند عمیق با طبیعت و خاک، ارزشهایی هستند که از کودکی در این منطقه در وجود او شکل گرفتهاند. همین ویژگیها، بعدها ستون فکری او در نویسندگی شدهاند. او باور دارد که «انسان بدون ریشه، شبیه ساختمانی بدون پی است.» شاید به همین دلیل باشد که در کتابهایش نوعی صمیمیت و صداقت دیده میشود که به گفته خودش «نه از روی تکنیک، بلکه از روی تربیت» شکل گرفته است.
وقتی از او درباره آثارش سؤال میکنیم، توضیحاتش کاملاً نشان میدهد که پشت هر کتاب، دغدغهای واقعی و ملموس قرار دارد. درباره کتاب «برنامهریزی سبقت آزاد» میگوید که هدفش نشان دادن این بوده که برنامهریزی فقط یک جدول نیست؛ بلکه نوعی معماری برای زندگی است. او تلاش کرده خواننده را از نگاه سطحی به برنامهریزی بیرون بیاورد و به سمت ساختار دادن به زندگی سوق دهد. به اعتقاد او، کسی که بدون برنامه زندگی میکند، مانند مهندسی است که نقشه ندارد؛ ممکن است کارها جلو بروند، اما هیچ تضمینی درباره نتیجه وجود ندارد.
کتاب «خوشبختی یک ذهنیت است» روی جنبه دیگری از زندگی تمرکز دارد؛ جنبهای که او آن را «هندسهی آرامش» مینامد. خفتان در این کتاب بررسی کرده است که چگونه نگرش و زاویه دید میتواند کیفیت تجربههای زندگی را تغییر دهد. او اعتقاد دارد خوشبختی نه در امکانات، نه در موقعیتها و نه در شانس نهفته است؛ بلکه در نوع نگاهیست که انسان به جهان دارد. زبان این کتاب ساده است اما عمق آن به تجربههای شخصی و مشاهدههای دقیق او برمیگردد. میگوید: «ذهنیت درست، مثل خطکشی دقیق، به زندگی نظم میدهد.»
در بخش دیگری از گفتگو، درباره آثار آموزشی او صحبت میکنیم؛ آثاری مانند «دانستنیهای والدین» و «مبانی مشاوره تحصیلی در دوران دانشآموزی». او این کتابها را پاسخی به خلأ بزرگ آموزشی میداند؛ خلأیی که بین نسل نوجوان و والدین یا مربیان ایجاد شده است. خفتان با نگاهی کاملاً کاربردی به مسائل تربیتی و تحصیلی نزدیک شده و تلاش کرده است واقعیتهای میدان را به والدین و معلمان منتقل کند. به باور او، بسیاری از چالشهای امروزی خانوادهها، ریشه در سوءتفاهم و ناهماهنگی میان زبان نسلها دارد. او میگوید: «ما بیشتر اوقات حرف میزنیم، اما کمتر توضیح میدهیم؛ و کمتر از آن، گوش میکنیم.» این جمله بعدها یکی از محورهای اصلی کتابهایش شده است.
در میان آثار فنی و آموزشیاش، وجود کتاب «نامههای عاشقانه» برای بسیاری فراتر از یک کتاب است. خفتان این کتاب را نه یک تجربه احساسی صرف، بلکه تلاشی برای نشان دادن «وجه انسانی» زندگی میداند. او باور دارد که انسانِ کاملاً منطقی، انسانی ناقص است. احساس، بخش جداییناپذیر هویت هر فرد است؛ و نویسندهای که از احساسات حرف نزند، زبان نیمهکارهای دارد. «نامههای عاشقانه» از نگاه او، تمرینی برای بازگشت به زبان قلب و بیان صادقانه احساسات است؛ بیتکلف و بیتصنع.
اما شاید مهمترین بخش گفتگو، انتقاد او از وضعیت مطالعه در جامعه باشد. او به صراحت میگوید در دنیای امروز، بیش از هر زمان دیگری انسانها در معرض «دانش سطحی» قرار گرفتهاند. سرعت بالای فضای مجازی، حجم زیاد اطلاعات و تمایل به مصرف سریع محتوا باعث شده بسیاری از افراد توان مطالعه عمیق را از دست بدهند. خفتان این مسئله را یکی از جدیترین خطرات فرهنگی میداند و معتقد است جامعهای که مطالعه عمیق را کنار بگذارد، توان تفکر مستقل و تحلیل را از دست میدهد. به باور او، کتاب تنها منبعی است که انسان را وادار به مکث، تمرکز و بازاندیشی میکند.
وقتی از او میپرسیم راه چاره چیست، پاسخ میدهد: «هیچ نسخه فوری وجود ندارد. مطالعه عمیق مثل ورزش است؛ نیازمند تمرین و استمرار. باید از متن کوتاه شروع کرد، اما نه متن بیارزش؛ از متن درست.» این نگاه، بار دیگر نشان میدهد که تفکر مهندسی در کار او حضور پررنگی دارد: همه چیز در نظر او نیازمند ساختار، نظم و فرآیند است.
در پایان گفتگو، از او خواستیم برای کسانی که میخواهند وارد مسیر نویسندگی شوند توصیهای داشته باشد. پاسخش کوتاه اما بسیار روشن بود: «اول زیاد بخوانید، بعد بنویسید. نویسندگی زمانی ارزش دارد که حرفی برای گفتن داشته باشید. نوشتن فقط کنار هم گذاشتن جملات نیست؛ انتقال تجربه است.»
سخنان او در این گفتوگو نشان داد نویسندگی از نگاهش نه یک مسیر شخصی، بلکه راهی برای ساختن آیندهای بهتر است؛ آیندهای که در آن انسانها تجربههای یکدیگر را جدی میگیرند و از آن درس میگیرند. مهندس پژمان خفتان نویسندهای است که کتابهایش فقط برای خواندن نیست؛ برای فکر کردن است. شاید به همین دلیل است که آثار او هم میان نسل جوان و هم میان والدین و معلمان مخاطبان زیادی یافته است.
در دنیایی که اطلاعات فراوان اما فهم عمیق کم شده، نگاه او یادآوری میکند که هنوز هم نوشتن و خواندن میتواند چراغ راه باشد. چراغی که نه با هیاهوی فضای مجازی، بلکه با صداقت، تجربه و اندیشه روشن میماند. این گزارش، تنها بخشی از نگاهها و باورهای او را مرور کرد، اما همین مقدار کافیست تا خواننده احساس کند پشت این کتابها نه یک نویسنده، بلکه یک معمار اندیشه ایستاده است؛ کسی که از تجربههایش دیوار نمیسازد، بلکه مسیر میسازد.
*📚 هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران*
زمان: ۲۶ اردیبهشت تا ۲ خرداد (۱۴۰۵)
*📚با شعار «بخوانیم برای ایران»*
🌐 در نشانی book.icfi.ir















Wednesday, 3 June , 2026