هادی نوروزی/ سردبیر سالهاست که نظام آموزشی کشور با چالشهای ساختاری دستوپنجه نرم میکند، اما بحران اخیر، فراتر از یک افت مقطعی است؛ ما با یک «شکافِ نسلی» در سواد پایه مواجهیم. اگرچه ویروس کرونا بهعنوان محرک اصلی، تمامی جهان را به سوی آموزش مجازی سوق داد، اما در کشور ما، فقدان زیرساختهای لازم، فقدانِ […]

هادی نوروزی/ سردبیر
سالهاست که نظام آموزشی کشور با چالشهای ساختاری دستوپنجه نرم میکند، اما بحران اخیر، فراتر از یک افت مقطعی است؛ ما با یک «شکافِ نسلی» در سواد پایه مواجهیم. اگرچه ویروس کرونا بهعنوان محرک اصلی، تمامی جهان را به سوی آموزش مجازی سوق داد، اما در کشور ما، فقدان زیرساختهای لازم، فقدانِ تعاملِ رودررو و ناکارآمدی بستر «شاد»، منجر به فروپاشیِ تدریجی مهارتهای بنیادین دانشآموزان شده است.
عمقِ فاجعه زمانی آشکار میشود که بدانیم نسل کنونیِ متوسطهی اول (پایههای هفتم، هشتم و نهم) دقیقترین سالهای شکلگیریِ سوادِ پایه (دوران ابتدایی) را در قرنطینهی آموزشی گذراندهاند. گزارشهای میدانی از مدارسِ سراسر کشور حکایت از وضعیتی هشداردهنده دارد: دانشآموزانی که در مقطع متوسطه، همچنان در مهارتهای اولیه «خواندن و نوشتن» دچار ضعفهای جدی هستند. این نه فقط یک مشکلِ آموزشی، بلکه یک تهدید برای آیندهی فرهنگی و اجتماعی این نسل است؛ نسلی که ابزارِ اصلیِ یادگیری، یعنی زبانِ مادری را در بستری غیرحضوری و بدون نظارتِ مؤثر، ناقص آموخته است.
آموزشِ «صفحهمحور» و محدود شدن مدرسه به اپلیکیشنهای یکسویه، باعث شد تا فرآیندِ «آموزشِ فعال» جای خود را به «دریافتِ منفعلانه» بدهد. در چنین ساختاری، خلاقیتِ نوشتاری و دقت در خواندن که از ارکان سواد پایه محسوب میشوند، به حاشیه رفتند. نتیجهی این غفلت، تنها در ضعفِ خواندن و نوشتن خلاصه نمیشود؛ ارزیابیهای جهانی نیز بر این مدعا صحه میگذارند که در سوادِ علوم و ریاضیات که شاخصهای اصلی پیشرفتِ هر جامعهای در قرن بیستویکم هستند، رتبههای ایران در انتهای جدولهای جهانی باقی مانده و زنگ خطرِ سقوط را برای نظام آموزشی کشور به صدا درآورده است.
مسئله اینجاست که تعطیلیِ طولانیمدت مدارس، تنها «دانش» را هدف قرار نداد، بلکه «مهارتِ یادگیری» را در کودکان و نوجوانان نابود کرد. دانشآموز بدون برخورداری از سوادِ پایه، نهتنها در علومِ پیچیده، بلکه در سادهترین تعاملاتِ علمی و اجتماعی نیز بازمانده خواهد ماند.
خروج از این بحران، نیازمندِ پذیرشِ صادقانهی این شکستِ آموزشی و تدوین یک برنامهی «جبرانیِ عمیق» است. کلاسهایِ فشرده، بازبینیِ محتوای آموزشی و اولویتبندیِ «مهارتمحوری» بر «حفظمحوری»، تنها راه ترمیمِ این پیکرهی آسیبدیده است. اگر امروز برای تقویتِ پایههای آموزشیِ این دانشآموزانِ آسیبدیده تدبیری اتخاذ نشود، در آیندهای نزدیک، با نیروی انسانیای مواجه خواهیم بود که در سطوحِ عالی تحصیلی و بازار کار، با خلاءهای جبرانناپذیری روبهرو هستند. سیستم آموزشی باید از حالتِ انفعالی خارج شود؛ چرا که هزینهی بیسوادیِ مدرن، بسیار فراتر از آن است که بتوان آن را با تداومِ روشهای شکستخورده گذشته پوشاند.















Wednesday, 3 June , 2026