هادی نوروزی/ سردبیر اگر شما هم کتاب «صورتی (وقتی)» نوشتهی دنیل اچ. پینک را خوانده باشید قطعا با من موافقید که؛ این کتاب زاویهی نگاه ما به تصمیمگیری و عملکرد را تغییر میدهد. اگر بسیاری از کتابها میپرسند چه باید کرد، این کتاب میپرسد چه زمانی باید کرد. همین پرسش ساده، به یکی از مهمترین […]

هادی نوروزی/ سردبیر
اگر شما هم کتاب «صورتی (وقتی)» نوشتهی دنیل اچ. پینک را خوانده باشید قطعا با من موافقید که؛ این کتاب زاویهی نگاه ما به تصمیمگیری و عملکرد را تغییر میدهد. اگر بسیاری از کتابها میپرسند چه باید کرد، این کتاب میپرسد چه زمانی باید کرد. همین پرسش ساده، به یکی از مهمترین کشفهای کتاب تبدیل میشود: زمانبندی، تنها یک جزئیات فرعی نیست، بلکه عاملی تعیینکننده در کیفیت تصمیم، انگیزه و نتیجه است. این کتاب با تکیه بر پژوهشهای روانشناسی و علوم رفتاری نشان میدهد که زندگی انسانی دارای ریتمها و الگوهای زمانی است؛ بدن، ذهن و انگیزه ما در تمام ساعات و روزها به یک شکل عمل نمیکنند. ما در طول روز لحظاتی از اوج، فرود و بازیابی داریم، و نادیده گرفتن این چرخهها میتواند عملکرد ما را مختل کند. به بیان دیگر، مسئله فقط این نیست که چه میدانیم یا چه میخواهیم؛ مسئله این است که چه وقت آمادهی اقدام هستیم.
این کتاب بهویژه بر اهمیت «شروع تازه» تأکید دارد. آغازهای جدید مثل اول هفته، اول ماه، تولد، سال نو، یا حتی بازهای پس از شکست میتوانند انگیزه و جهت تازهای ایجاد کنند. انسانها در مواجهه با این مرزهای زمانی، بیشتر آمادهی تغییر میشوند؛ زیرا ذهن، شروع را فرصتی برای بازنویسی خود میبیند.
در فرهنگ بهرهوری افراطی، مکث گاهی ضعف تلقی میشود، اما این کتاب نشان میدهد که استراحت بخشی از عملکرد مؤثر است، نه مانعی در برابر آن. وقفههای درست، ذهن را بازتنظیم میکنند و تصمیمگیری را بهتر میسازند.
زمان، ظرف خنثیِ اتفاقات نیست؛ بلکه یکی از نیروهای فعال در شکل دادن به موفقیت، شکست، انگیزه و رفتار است. اگر بخواهیم زندگی را بهتر مدیریت کنیم، باید یاد بگیریم نه فقط «چه» و «چگونه»، بلکه «کی» را نیز جدی بگیریم.
















Friday, 12 June , 2026