هادی نوروزی/سردبیر این روزها که اقتصاد ایران دچار مشکلات بسیاری است، نه فقط کسب‌وکارها که زندگی آدم‌ها هم یکی‌یکی تعطیل می‌شود. تورم افسارگسیخته، نوسانات لحظه‌ای نرخ ارز و رکود عمیق، سفره‌ها را کوچک‌تر و بدهی‌ها را بزرگ‌تر کرده و در این میان، گروهی خاموش و فراموش‌شده پشت میله‌های زندان نشسته‌اند؛ نه به جرم دزدی یا […]

هادی نوروزی/سردبیر

این روزها که اقتصاد ایران دچار مشکلات بسیاری است، نه فقط کسب‌وکارها که زندگی آدم‌ها هم یکی‌یکی تعطیل می‌شود. تورم افسارگسیخته، نوسانات لحظه‌ای نرخ ارز و رکود عمیق، سفره‌ها را کوچک‌تر و بدهی‌ها را بزرگ‌تر کرده و در این میان، گروهی خاموش و فراموش‌شده پشت میله‌های زندان نشسته‌اند؛ نه به جرم دزدی یا کلاهبرداری، بلکه به خاطر چک‌هایی که روزگاری برای زنده نگه‌داشتن کسب‌وکارشان نوشتند و دیگر توان پرداختش را ندارند. بسیاری از این زندانیان جرایم مالی خرد، افرادی هستند که در شرایط عادی هرگز پایشان به زندان باز نمی‌شد؛ یک مغازه‌دار ساده که برای تأمین کالای شب عید چک کشیده، یک پیمانکار جزء که به خاطر تأخیر در پرداخت کارفرما نتوانسته تعهداتش را انجام بدهد، یا یک تولیدکننده کوچک که نوسان ناگهانی قیمت مواد اولیه، حسابش را به هم ریخته است. این‌ها نه مجرم، که قربانی شرایطی هستند که خودشان در ایجاد آن نقشی نداشته‌اند و آمارها نشان می‌دهد که در سال‌های اخیر، تعداد قابل توجهی از واحدهای صنفی و تولیدی کوچک تعطیل شده‌اند. صاحبان این مشاغل که سرمایه عمرشان را پای کار گذاشته بودند، حالا نه تنها درآمدی ندارند، بلکه با کوهی از بدهی و چک‌های برگشتی روبه‌رو هستند و هر چک برگشتی می‌تواند به معنای یک پرونده کیفری و چندین سال حبس باشد؛ مجازاتی که شاید هیچ تناسبی با «جرم» این افراد ندارد و در چنین شرایطی، کمک به آزادی زندانیان جرایم غیرعمد مالی، فراتر از یک کار خیر ساده است. این کمک، نجات یک خانواده از فروپاشی، بازگرداندن یک پدر یا مادر به آغوش فرزندانش، و فرصتی دوباره برای زندگی است، چرا که بسیاری از این زندانیان اگر فقط چند روز یا چند هفته فرصت پیدا کنند، می‌توانند با فروش دارایی یا پیگیری طلب‌هایشان، خودشان مشکل را حل کنند، اما در بند بودن، این امکان را از آنها سلب می‌کند.
اینجا هم مردم می‌توانند نقش داشته باشند و هم مسئولان؛ از یک سو، کمک‌های مردمی از طریق مؤسسات خیریه معتبر مثل ستاد دیه، سالانه هزاران زندانی را آزاد می‌کند و از سوی دیگر، قوه قضائیه و دولت می‌توانند با اصلاح قوانین، جایگزینی مجازات‌های حبس با جریمه نقدی یا خدمات اجتماعی، و ایجاد سازوکارهای ارفاقی برای بدهکاران خرد، جلوی این فاجعه انسانی را بگیرند. شاید فکر کنید کمک به یک زندانی ناشناس چقدر می‌تواند تأثیر داشته باشد، اما واقعیت این است که هر زندانی که آزاد می‌شود، یک خانواده دوباره سرپا می‌ایستد، فرزندانی که دیگر خجالت نمی‌کشند بگویند پدرشان زندانی است، همسری که می‌تواند دوباره به زندگی امیدوار باشد و خود آن زندانی که شاید هیچ‌وقت سراغ جرم و خلاف نرود، چون یک بار طعم تلخ زندان را چشیده و در روزگاری که همه از بحران اقتصادی می‌گویند، شاید بهترین کاری که از دستمان برمی‌آید، همین باشد: دستی گرفتن از کسی که زمین خورده، نه به خاطر تقصیر خودش، که به خاطر طوفانی که همه ما در آن گرفتاریم و این کار، هم خداپسندانه است و هم ارزشی انسانی که فراتر از هر عدد و رقمی در اقتصاد است.