امروزه شاهد آن هستیم که ایران سرافراز و ملت نجیب وبا فرهنگ ایران زمین از سوی رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا تهدید به نابودی واز بین بردن تمدن کهن وغنی چندین هزارساله می شوداما غافل از اینکه اینگونه تهدیدات موهومی (غیرواقعی ) و واهی با بهره گیری از سیاستهای گنگ و مبهم نمی تواند مقاومت […]

امروزه شاهد آن هستیم که ایران سرافراز و ملت نجیب وبا فرهنگ ایران زمین از سوی رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا تهدید به نابودی واز بین بردن تمدن کهن وغنی چندین هزارساله می شوداما غافل از اینکه اینگونه تهدیدات موهومی (غیرواقعی ) و واهی با بهره گیری از سیاستهای گنگ و مبهم نمی تواند مقاومت ملت بزرگ ایران را درهم بشکند و یا به زانو درآورد زیرا بنا بر قواعد الگوریتمی این سیاستها منجر به باز تولید نتایج غیر واقعی و موهومی برای خود آمریکا بدل خواهد شد.
از آنجایی که «سیاست گنگ» (Gang Policy) به معنای مبهم و غیرقابل پیشبینی یا به اصطلاح «سیاستهای جنجالی» که توسط رئیس جمهور آمریکا دنبال می شود یک احتمال شنیداری و یا نوشتاری نیست بلکه واقعیتی است که درحوزه روابط بین الملل، اقتصاد و جنگ با هدف کسب برتری برای تضعیف درمذاکرات و یاوادارکردن رقیب به امتیاز دهی طراحی شده است با این حال، منتقدان وطرفداران این رویکردخاص، دونالد ترامپ را با صفاتی همچون غیرقابل پیشبینی بودن وآشوبطلب توصیف کرده انداین ویژگی هم برای طرفدارانش نشانه «قاطعیت و هوشمندی» و هم برای منتقدانش نشانه «بیثباتی و خطرپذیر بودن است ویژگی مشترک همگی آنها «شکستن قواعد سنتی» است.
زمانی که یک دولت یا رهبر، سیاستهای «غیرقابل پیشبینی» یا «ابهام» را در پیش میگیرد، نتایج آن معمولاً دو جنبهی متضاد دارد که در تحلیلهای سیاسی به آنها «نتایج موهومی» یا «نتایج متناقض» میگویند:
۱. نتایج مثبت (از دیدگاه طرفداران و استراتژیستهای آشوبطلب)طرفداران این نوع سیاستگذاری معتقدند که این ابهام یک «ابزار قدرتمند» است:
۲. نتایج منفی و خطرناک (از دیدگاه منتقدان و واقعگرایان)منتقدان معتقدند این سیاستها «موهومی» هستند چون بر پایه واقعیت و ثبات بنا نشدهاند و پیامدهای مخربی دارند:مثل از بین رفتن اعتماد بینالمللی،افزایش ریسک جنگ و بحران،بیثباتی اقتصادی وایجاد خلاء قدرت درپی داردمعمولا دراعمال سیاست ابهام وگنگ یک پدیده رایج رخ میدهد «تضادمیان روایت سیاسی و واقعیت عینی» به این معنی که شکاف میان «ادعاها» و «واقعیتها» به شکلی بسیار پرخطر و عمیق خود را نشان میدهد.در واقع، سیاستهای گنگ به جای اینکه مثل یک «تیغ تیز» عمل کنند که دشمن(رقیب) را عقب برانند، مثل یک «بمب دودزا» عمل میکنند که هم دشمن و هم خودِ سیاستگذار را در تاریکی و ابهام قرار میدهند، که این تاریکی زمینهساز اصلی جنگهای پیشبینینشده است.
نتیجهگیری نهایی (The Bottom Line)
سیاست گنگ و موهومی، در کوتاهمدت میتواند با ایجاد «سر و صدای رسانهای»، حمایت عمومی را جلب کند (چون مردم از شعارهای قاطع لذت میبرند)، اما در بلندمدت با «شکست در مدیریت واقعیت» روبرو میشود.چرا؟ چون در دنیای واقعی:
۱)در جنگ: دشمن با ابهام، واکنش تهاجمی نشان میدهد.
۲) در اقتصاد: بازار با ابهام، واکنش فرار نشان میدهد
۳)در روابط بین الملل:سلب اعتماد وحرکت به سمت تشکیل اتحادهای منطقه ای را به همراه دارد
بنابراین، این سیاستها در واقع «خریدنِ زمان با قیمتِ نابودیِ آینده» هستند؛ یعنی سیاستگذار (امریکا)با استفاده از شعارهای موهومی، یک پیروزی ظاهری در امروز به دست میآورد، اما هزینهی سنگین آن (جنگ، تورم و انزوا) را به نسلهای آینده یا به ساختار اصلی کشورخود تحمیل میکند
نویسنده: سرهنگ مهندس بازنشسته فرزاد تیمورنیا کارشناس ارشد پدافندغیرعامل
















Saturday, 13 June , 2026