در پی درگیری نظامی آمریکا با ایران، واشنگتن با بحرانی روبهرو شد که فراتر از میدان جنگ بود؛ رویدادی که به گفته تحلیلگران، آغازگر زنجیرهای از فروپاشیهای ژئواستراتژیک در اقتصاد، امنیت، سیاست خارجی و انسجام داخلی این ابرقدرت به شمار میآید. به گزارش باختر، جنگ با ایران برای آمریکا صرفاً یک عملیات نظامی پرهزینه نبود، […]

در پی درگیری نظامی آمریکا با ایران، واشنگتن با بحرانی روبهرو شد که فراتر از میدان جنگ بود؛ رویدادی که به گفته تحلیلگران، آغازگر زنجیرهای از فروپاشیهای ژئواستراتژیک در اقتصاد، امنیت، سیاست خارجی و انسجام داخلی این ابرقدرت به شمار میآید.
به گزارش باختر، جنگ با ایران برای آمریکا صرفاً یک عملیات نظامی پرهزینه نبود، بلکه زلزلهای ژئواستراتژیک بود که پایههای قدرت جهانی واشنگتن را به لرزه درآورد. آنچه در ادامه میآید، نه یک بحران گذرا، که زنجیرهای از فروپاشیهای به هم پیوسته در اقتصاد، امنیت، دیپلماسی و انسجام داخلی این کشور را بر اساس میزان اهمیت تحلیل میکند.
فروپاشی اقتصادی و انرژی (بالاترین اهمیت)
انفجار تورمی: بسته شدن تنگه هرمز، شریان حیاتی نفت جهان، قیمت نفت را به بیش از ۱۲۰ دلار رساند که بالاترین رقم در چندین سال اخیر بود. این شوک، نرخ تورم آمریکا را به بیش از ۵.۵٪ جهش داد.
خسارت مالی سرسامآور: هزینه مستقیم عملیات نظامی در همان مراحل اولیه به ۲۵۰ میلیارد دلار رسید و برآوردهای هزینههای بازسازی و تبعات بلندمدت، این رقم را تا ۵۰۰ میلیارد دلار دو برابر کرد.
تضعیف دلار: بیاعتمادی به ثبات اقتصاد آمریکا و مسدود شدن داراییها، بسیاری از کشورها را به سمت تسویه تجاری با ارزهای جایگزین سوق داد. سهم یوآن چین در مبادلات نفتی خاورمیانه به بیش از ۴۱٪ جهش یافت و پایههای “پترودلار” را لرزاند.
باتلاق نظامی و امنیتی
تلفات تحقیرآمیز: برخلاف انتظار یک جنگ سریع، نیروهای آمریکایی در معرض حملات گسترده موشکی و پهپادی قرار گرفتند. گزارشها حاکی از کشته شدن دستکم ۷ سرباز و زخمی شدن بیش از ۴۰۰ تن و آسیب به ۲۲۸ تأسیسات در پایگاههای منطقه بود.
جنگی بدون پیروزی: آمریکا در وضعیتی گرفتار شد که نه توان خروج آبرومندانه داشت، نه توان پیروزی قاطع. این فرسایش مداوم، ارتش را با بحران روحیه و تجهیزات روبرو کرد.
فروپاشی اعتبار دیپلماتیک و راهبردی
بیاعتمادی متحدان: متحدان سنتی ناتو و منطقه، با دیدن زیانهای هنگفت، حاضر به مشارکت نشدند. حتی اسپانیا استفاده از پایگاههایش را ممنوع کرد. جهان شاهد بود که ائتلاف آمریکایی به چه اندازه شکننده است.
انزوای اخلاقی و حقوقی: اعلام جنگ بدون مجوز شورای امنیت توسط بسیاری از نهادهای بینالمللی و حتی سیاستمداران داخلی “جنگی غیرقانونی” خوانده شد و پرستیژ دموکراسی آمریکا را خدشهدار کرد.
شکاف سیاسی و اجتماعی داخلی
واگرایی داخلی: اعتراضات سراسری خیابانها را فرا گرفت و ۵۶٪ از آمریکاییها با سیاست جنگ مخالفت کردند. شعار “به جای بمب به خانههایمان برسید” نماد خشم عمومی شد.
بحران مشروعیت دولت: محبوبیت رئیسجمهور وقت به کف ۴۱٪ سقوط کرد. همزمان اتهام دور زدن کنگره، یک بحران قانون اساسی بر سر اختیارات جنگی به راه انداخت و دو قطبی سیاسی را به مرز گسست کشاند.
نویسنده: عبدالرضا یاری
















Saturday, 13 June , 2026