هادی نوروزی/ سردبیر در دنیای پرهیاهوی اطلاعات، جایی که هر روز با سیل عظیمی از اخبار، دیدگاه‌ها و ادعاها روبرو هستیم، ابزارهای تحلیلی دقیق برای تمیز دادن حقیقت از گزاره‌های گمراه‌کننده، بیش از هر زمان دیگری ضروری به نظر می‌رسند. یکی از این ابزارهای مهم، که نقابی فریبنده بر چهره حقیقت می‌کشد، «مغالطه تیرانداز تگزاسی» […]

هادی نوروزی/ سردبیر

در دنیای پرهیاهوی اطلاعات، جایی که هر روز با سیل عظیمی از اخبار، دیدگاه‌ها و ادعاها روبرو هستیم، ابزارهای تحلیلی دقیق برای تمیز دادن حقیقت از گزاره‌های گمراه‌کننده، بیش از هر زمان دیگری ضروری به نظر می‌رسند. یکی از این ابزارهای مهم، که نقابی فریبنده بر چهره حقیقت می‌کشد، «مغالطه تیرانداز تگزاسی» است. نام این مغالطه از داستانی تمثیلی گرفته شده است: فردی که به سمت دیوار خانه‌ای در تگزاس تیراندازی می‌کند و سپس دور یکی از سوراخ‌های گلوله، دایره‌ای می‌کشد و خود را «بهترین تیرانداز» می‌خواند! در واقع، این مغالطه زمانی رخ می‌دهد که داده‌ها یا الگوهای خاصی پس از وقوعشان انتخاب می‌شوند تا یک فرضیه یا نتیجه‌گیری از پیش تعیین‌شده را تأیید کنند. به عبارت دیگر، ابتدا نتیجه را مشخص می‌کنیم و سپس شواهدی را جستجو می‌کنیم که به ظاهر آن نتیجه را پشتیبانی کنند، بدون توجه به شواهد مخالف یا احتمال وقوع تصادفی چنین الگوهایی.
امروزه، مغالطه تیرانداز تگزاسی حضوری پررنگ در رسانه‌های جمعی و به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی دارد. کافیست نگاهی به نحوه انتشار اخبار یا تحلیل‌های سیاسی و اجتماعی بیندازیم. اغلب، بخشی از یک آمار، یک نقل‌قول، یا یک رویداد خاص، از دل مجموعه بزرگ‌تری از اطلاعات بیرون کشیده می‌شود و برجسته می‌گردد تا دیدگاه خاصی را ترویج دهد. برای مثال، در تحلیل‌های اقتصادی، ممکن است تنها به داده‌های موفقیت‌آمیز یک طرح اشاره شود و شکست‌های آن نادیده گرفته شود، یا در بحث‌های اجتماعی، تنها به آمارهای مثبت مربوط به یک گروه خاص بسنده شود و تصویر کلی مخدوش گردد.
اما مقابله با این مغالطه نیازمند هوشیاری و کنجکاوی انتقادی است. اولین گام، زیر سؤال بردن چرایی انتخاب یک داده یا الگوست. آیا این داده به صورت تصادفی انتخاب شده یا بخشی از یک فرآیند هدفمند برای اثبات گزاره‌ای خاص است؟ مهم است که همواره به دنبال تصویر کامل باشیم و از قضاوت بر اساس شواهد پراکنده و گلچین‌شده پرهیز کنیم. بررسی منابع، جستجوی دیدگاه‌های مخالف، و توجه به این نکته که «الگوهای تصادفی نیز الگو هستند»، می‌تواند ما را در برابر این مغالطه محافظت کند. در نهایت، تیرانداز تگزاسی واقعی کسی نیست که گلوله‌ای را در دیوار پیدا کند و دورش دایره بکشد، بلکه کسی است که می‌تواند با دیدی باز و تحلیلی عمیق، حقیقت را، حتی در میان انبوهی از داده‌های ظاهراً بی‌ربط، تشخیص دهد.