هادی نوروزی/ سردبیر این روزها که شرایط اقتصادی سخت و تحریم‌های فراگیر دامن مردم ایران را گرفته، جامعه ما بیشتر از هر زمان دیگری، درگیر نگرانی‌ها و ناامیدی‌های جمعی شده است. اما یکی از عوامل مهم و مغفول در مدیریت این بحران‌ها، توانایی کنترل و هدایت انتظارات جمعی است. اثر پیگمالیون، یا اثر گالتون، دقیقا […]

هادی نوروزی/ سردبیر

این روزها که شرایط اقتصادی سخت و تحریم‌های فراگیر دامن مردم ایران را گرفته، جامعه ما بیشتر از هر زمان دیگری، درگیر نگرانی‌ها و ناامیدی‌های جمعی شده است. اما یکی از عوامل مهم و مغفول در مدیریت این بحران‌ها، توانایی کنترل و هدایت انتظارات جمعی است. اثر پیگمالیون، یا اثر گالتون، دقیقا همان پدیده‌ای است که نشان می‌دهد باورهای جمعی می‌تواند مسیر رفتارهای اقتصادی را شکل دهد و بهبود یا وخامت اوضاع را رقم بزند. تاکید بر ترویج اثر پیگمالیون در اقتصاد جامعه، یعنی تمرکز بر ایجاد و تقویت انتظارات مثبت و واقع‌بینانه است. وقتی مردم باور کنند که هرچند فشارها واقعی‌اند، اما راه حل‌هایی موجود و قابل دستیابی است، رفتارهای اقتصادی مناسب‌تری بروز می‌دهد.
فرض کنید در جامعه‌ای مدام تکرار می‌شود که «وضع بهتر نمی‌شود»، «هرچه هست محدود و تمام‌شدنی است»، یا برعکس، گفته می‌شود که «مقاومت اقتصادی جواب می‌دهد»، «راه‌های جایگزین پیدا می‌شود» و «این دوره می‌گذرد». در حالت اول، انتظار منفی می‌تواند به رفتار اقتصادی شتاب‌زده منجر شود: خانوارها ممکن است خریدهای اضطراری انجام دهند، سرمایه‌گذاری را به تعویق بیندازند یا برای حفظ ارزش دارایی‌شان به سمت فعالیت‌های کوتاه‌مدت و غیرمولد بروند. کسب‌وکارها هم ممکن است ترجیح دهند برنامه‌های بلندمدت نداشته باشند، هزینه‌ها را بالا ببرند یا از استخدام و توسعه تولید فرار کنند. در واقع، توقعِ بدبینانه، به خودِ بدترین سناریو نزدیک می‌شود؛ چون تصمیم‌های اقتصادی با همان باور تنظیم می‌شوند.
اما در سوی دیگر، اگر انتظار جمعی مثبت و واقع‌بینانه باشد، رفتار اقتصادی می‌تواند شکل دیگری بگیرد. وقتی مردم و فعالان اقتصادی باور کنند که «محدودیت‌ها واقعی‌اند، ولی مدیریت‌پذیرند»، احتمالاً برنامه‌ریزی بلندمدت بیشتر می‌شود: شرکت‌ها به بهبود بهره‌وری و زنجیره تأمین داخلی روی می‌آورند، تولیدکنندگان به جای توقف کامل، دنبال مسیرهای جایگزین می‌گردند و مصرف‌کنندگان هم به جای خرید هیجانی، خریدهای هدفمندتر انجام می‌دهند. حتی نوع گفت‌وگو در جامعه تغییر می‌کند: به جای ترسِ دائمی، زبانِ راه‌حل وارد میدان می‌شود. نتیجه آن است که انتظار مثبت، زمینه‌ی رفتارهای سازنده را فراهم می‌کند؛ یعنی جامعه کم‌کم خودش را به همان تصویری نزدیک می‌سازد که در ذهن جمعی ساخته شده است.
نکته مهم این است که اثر پیگمالیون در اقتصاد، صرفاً «خوش‌بینی» نیست. موفقیت زمانی محتمل‌تر است که انتظارها با امکان‌پذیری همراه شوند؛ یعنی جامعه فقط امیدوار نباشد، بلکه بداند امید را چگونه به اقدام تبدیل کند: از تصمیم‌های مالی خانوار گرفته تا سیاست‌گذاری برای ثبات، شفافیت و حمایت از تولید. در غیر این صورت، امیدِ بی‌پشتوانه ممکن است به رفتارهای پرریسک یا ساده‌انگارانه منجر شود.
در نهایت، در مواجهه با تحریم‌ها، اقتصاد فقط با کالا و ارز پیش نمی‌رود؛ با «باور» هم حرکت می‌کند. اثر پیگمالیون به ما یادآوری می‌کند که اگر انتظار جمعی درست طراحی شود—نه انکارگرِ واقعیت، نه تسلیم‌کننده‌ی آن—رفتارهای اقتصادی نیز می‌توانند از حالت واکنشی و فرساینده به سمت تصمیم‌های پایدارتر و مولدتر تغییر کنند. این همان نقطه‌ای است که جامعه، در برابر فشار بیرونی، می‌تواند از درون برای خودش آینده بسازد.