دکتر محمّدابراهیم مالمیر-دانشگاه رازی ارباب بصیرت و اصحاب اشارت بر این معنی واقف‌اند که در اقلیم پر مکر سیاست فرنگ، آنجا که جامهٔ دموکراسی بر اندام سالوس زار می‌زند، هر شبیخونی را رمزی است و هر تیری را هدفی؛ امّا نه لزوماً هدفی که در لابی هتل بر زمین افتد، بلکه نشانه رفتن افکار عمومی […]

دکتر محمّدابراهیم مالمیر-دانشگاه رازی

ارباب بصیرت و اصحاب اشارت بر این معنی واقف‌اند که در اقلیم پر مکر سیاست فرنگ، آنجا که جامهٔ دموکراسی بر اندام سالوس زار می‌زند، هر شبیخونی را رمزی است و هر تیری را هدفی؛ امّا نه لزوماً هدفی که در لابی هتل بر زمین افتد، بلکه نشانه رفتن افکار عمومی در گذار از زوال به اقبال که درین مقال به اجمال چند نکته در باره آن معروض می‌دارد:

مکان‌شناسی واقعه:
انتخاب هتل «هیلتون» و محفل خبرنگاران، نه از سر اتفاق، که از پی استحضار اصحاب خبر و انحصار رسانه‌های بصر بود.
آنجا که قلم‌بدستان «کاخ سفید» در ضیافت شام، مست بوی کباب و شراب‌اند، شلیک صوری، طنینی دوچندان می‌یابد.
مکاران سیاسی، مقتل خود را در پیشگاه دوربین‌ها برگزیدند تا «مظلومیت ساختگی»، بر «حقیقت عریان» پرده پوشد و نام «ترامپ» و اعوانش، نه به عنوان غاصبان ثروت، که در قامت «قربانیان شجاعت» بر صدر اخبار نشیند.
این نه یک رخنهٔ امنیتی، که یک «استودیوی زنده» برای تدوین حماسه‌ای دروغین بود.

زمان‌شناسی انتخاباتی:
در موسم خزان اقبال و شامگاه زوال سیاسی، آنگاه که نظرسنجی‌ها بوی مرگ اقتدار می‌دهند و رقیب در پی تدفین سیاسی این جرگه است، احتیاج به «شوک مصنوعی» و «حیات نباتی رسانه‌ای» امری گریزناپذیر می‌نماید.
این تیراندازی صوری، «نوشداروی پیش از مرگ سهراب قدرت» بود؛ تلاشی مذبوحانه برای بازگشت پیروزمندانه به عرصه، با تمسّک به ریسمان لرزان ترس و ترحّم.

تحلیل امنیتی و سیاسی:
این عملیات فریب، مصداق بارز «آشوب کنترل‌شده» است. کشته شدن یا دستگیری ضارب در لابی، همانا ذبح «شاهدی» است که نباید لب به سخن گشاید؛ چرا که در منطق سازمان‌های مخفی یانکی، «مقتول خاموش»، بهترین گواه بر «حقانیت دروغ» است.
این واقعه، بویِ نفوذ سناریونویسانی را می‌دهد که امنیت را قربانی سیاست، و جانِ انسان را بازیچهٔ جلب آراء توده می‌کنند.

تحلیل اجتماعی:
جامعهٔ مضطرب آمریکا، تشنهٔ یک «منجی» است؛ حتّی اگر این منجی از میان دود باروت ساختگی برآید.
این واقعه، خنجری است بر پیکرهٔ اعتماد عمومی و تلاشی برای «دوقطبی‌سازی حاد»؛ تا توده‌ها به جای پرسش از فقر و تبعیض، در سودای حمایت از «رهبر هدف‌قرارگرفته»، به پای صندوق‌های رأی گسیل شوند.

نتیجه‌:
ما به عنوان دیده‌بانان بیدار جبههٔ حق، هشدار می‌دهیم که این «درام هیلتون»، پیش‌درآمد فتنه‌های بزرگتر و فریب‌های پیچیده‌تر است.
سیاستمداری که برای بقای خویش، ضیافت خبرنگاران را به خاک و خون (ولو صوری) می‌کشد، از آتش زدن جهان برای گرم کردن اجاق قدرت خویش ابایی ندارد. این نه بازگشت به سیاست، که سقوط در قعر وقاحت است!

وَالْعَاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ
منصور و مقتدر باد، پرچم حق در برابر طوفان تزویر

دکتر محمّدابراهیم مالمیر-دانشگاه رازی