هادی نوروزی/ سردبیر ماجرای تیراندازی در حین ضیافت شام ترامپ با خبرنگاران در کاخ سفید من را بار دیگر به یاد یکسری رویداد های مشابه و تکراری در تاریخ آمریکا انداخت. عملیاتهای دروغین یا «پرچم دروغین» (False Flag) یکی از پیچیدهترین و بحثبرانگیزترین استراتژیهای سیاسی در تاریخ معاصر است؛ اقداماتی که در آن یک گروه […]

هادی نوروزی/ سردبیر
ماجرای تیراندازی در حین ضیافت شام ترامپ با خبرنگاران در کاخ سفید من را بار دیگر به یاد یکسری رویداد های مشابه و تکراری در تاریخ آمریکا انداخت. عملیاتهای دروغین یا «پرچم دروغین» (False Flag) یکی از پیچیدهترین و بحثبرانگیزترین استراتژیهای سیاسی در تاریخ معاصر است؛ اقداماتی که در آن یک گروه یا دولت، عملیاتی را طراحی و اجرا میکند اما آن را به دشمنان خود نسبت میدهد تا اهداف پنهان را پیش ببرد. این تاکتیک نه تنها برای توجیه جنگها و مداخلات نظامی، بلکه برای تغییر افکار عمومی، تقویت قدرت داخلی و انحراف توجه از مشکلات داخلی به کار میرود. در ایالات متحده آمریکا، نمونههای تاریخی متعددی وجود دارد که محققان و نظریهپردازان سیاسی، آنها را به عنوان عملیات روانی فوقالعاده مؤثر توصیف میکنند.
یکی از مشهورترین موارد، حادثه گلف استیت در سال ۱۹۶۴ است. حمله ادعایی به کشتیهای آمریکایی در خلیج تونکین، بهانهای فوری برای ورود گسترده آمریکا به جنگ ویتنام فراهم کرد. تحقیقات بعدی، از جمله اسناد منتشرشده توسط پنتاگون، نشان داد که جزئیات این حمله دستکاری شده و حتی بخشی از آن هرگز رخ نداده بود. این عملیات روانی، میلیونها نفر را به قربانی تبدیل کرد و افکار عمومی را به سمت حمایت از جنگ سوق داد. پیش از آن، حمله به پرل هاربر در ۱۹۴۱ نیز زیر ذرهبین قرار گرفته؛ نظریههایی مبنی بر آگاهی قبلی دولت روزولت از حمله ژاپن و عدم اقدام عمدی برای جلوگیری از آن، همچنان در محافل تاریخی مطرح است، هرچند شواهد قطعی برای اثبات آن وجود ندارد.
رویداد ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نمونهای دیگر است. برخی تحلیلگران ادعا میکنند که دولت بوش از قبل از حمله آگاه بوده یا حتی آن را تسهیل کرده تا بهانهای برای جنگهای افغانستان و عراق و تصویب قوانین ضدتروریستی مانند Patriot Act به دست آورد. این روایتها، هرچند توسط کمیسیون رسمی آمریکا رد شدهاند، اما میلیونها نفر را به شک در روایت رسمی واداشته و بحثهای گستردهای در مورد دستکاری رسانهای برانگیخته است.
تأثیر روانی این عملیاتها عمیق است: ترس و خشم را بیدار میکند، همبستگی ملی حول «دشمن» میسازد و تغییرات قانونی را تسهیل میکند. در عصر شبکههای اجتماعی، سرعت انتشار این روایتها چند برابر شده و تشخیص حقیقت از ساختگی را به چالشی بزرگ تبدیل کرده. عملیاتهای دروغین نه تنها تاریخ را تغییر میدهند، بلکه اعتماد عمومی به نهادها را نیز زیر سؤال میبرند. آیا زمان آن نرسیده که با ابزارهای تحلیلی دقیقتر، از تکرار این چرخه جلوگیری شود؟
















Saturday, 13 June , 2026