به قلم دکتر علیرضا شهرستانی پژوهشگر ادبی و مدرس دانشگاه «هفت کشور، نمی‌کنند رها / قصه‌ی سعدی از دهان به دهان» سعدی شیرازی، پیر فرزانه‌ای است که «گلستانش» را ورقِ خریف نیست و «بوستانش» همواره به بوی خوشِ راستی معطر است. او نه‌تنها معمار کلام، که مهندسِ دقیقِ روح بشری است. راز جاودانگی او در […]


به قلم دکتر علیرضا شهرستانی
پژوهشگر ادبی و مدرس دانشگاه

«هفت کشور، نمی‌کنند رها / قصه‌ی سعدی از دهان به دهان»

سعدی شیرازی، پیر فرزانه‌ای است که «گلستانش» را ورقِ خریف نیست و «بوستانش» همواره به بوی خوشِ راستی معطر است. او نه‌تنها معمار کلام، که مهندسِ دقیقِ روح بشری است. راز جاودانگی او در این حقیقتِ ساده اما عمیق نهفته است که کلامش، ترجمانِ نیازهای اصیل فطرت آدمی در هر زمان و مکان است؛ کلامی که به جان غنایِ باطن می‌بخشد و میان هیاهوی قرن‌ها، راه بهروزی و سعادت را پیش پای رهروان حقیقت می‌گذارد. او شاعری است که اخلاق را نه در لای کتاب‌ها، بلکه در متن زندگی معنا کرد و از همین روست که کلامش مرزهای جغرافیایی را درنوردیده است.

 سایه‌ی همای سعدی بر سرِ نوابغِ فرنگ
نفوذ کلام او در ادبیات غرب، داستانی شگفت از «گفت‌وگوی تمدن‌ها» در متعالی‌ترین شکل خویش است. این تأثیر چنان ژرف و بنیادین است که «ولتر»، پرچم‌دار بزرگ عصر روشنگری در فرانسه، سعدی را همزاد فکری خویش یافت و در مقدمه‌ی اثر جاویدش «زادیگ»، آگاهانه از حکمت او الهام گرفت تا با سلاح خردگراییِ شیخ، بر تعصبات زمانه بتازد. این زنجیره ارادت، در آثار «رالف والدو امرسن»، متفکر صاحب‌نام آمریکایی، به اوج می‌رسد؛ او که در سال ۱۸۶۵ میلادی مقدمه‌ای ستایش‌آمیز بر ترجمه‌ی گلستان نوشت، با شیفتگی بر این باور بود که: «سعدی با ما چنان سخن می‌گوید که گویی هم‌عصر ماست؛ او شاعری است که هیچ‌گاه قدیمی نمی‌شود.» این پیوند فکری، از نخستین ترجمه گلستان در سال ۱۶۳۴ میلادی تا تأسیِ «آندره ژید» از دیباچه این اثر، نشان می‌دهد که سعدی، پیرِ مراد روشنفکران جهان در مسیر خردورزی است.

 حکمت عملی؛ چراغ راه روشنگری
اقبال چشمگیر جهان غرب به سعدی، ریشه در ضرورتی فراتر از زیبایی فرمی کلام دارد. «هانری ماسه»، ایران‌شناس نامدار، راز این دلبستگی دیرپای فرنگیان را در عقلانیت سلیم سعدی جست‌وجو می‌کند؛ حکمتی که میان آسمان بلند معنا و زمین سخت واقعیت، آشتی برقرار کرده است. سعدی به جهان آموخت که سیاست و اخلاق، دو پاره جدایی‌ناپذیر از یک حقیقت‌اند و بقای هیچ تمدنی بدون پیوند خرد با شفقت ممکن نیست. کلام او آینه تمام‌نمای آن اخلاق زیست‌محوری است که فارغ از مرزهای جغرافیایی، ندای صلح و هم‌زیستی سر می‌دهد؛ آموزه‌ای که امروز، بیش از هر زمان دیگر، جهان تشنه آرامش به آن نیازمند است.

 سعدی؛ گلبانگ جاوید بر تارک تمدن
سعدی شیرازی نه‌تنها شاعر شیرین‌سخن پارسی، بلکه حکیمی جهان‌گستر است که پیام خرد، اخلاق و شفقت او چراغ راه اندیشمندان گیتی بوده است. کلام او پلی استوار میان فرهنگ‌ها و گلبانگی است که همچنان بر بام جهان طنین‌انداز است؛ گلبانگی که نه‌تنها هویت ایرانی، بلکه حقیقت متعالی انسانی را روایت می‌کند. او با پیوند دادن هنر و حکمت، ثابت کرد که زبان معیار و فاخر، تنها بستر ماندگاری مفاهیم بلند بشری است. امروز میراث سعدی نه یک خاطره تاریخی، بلکه دانشی زنده و پویاست که برای رسیدن به ساحل ثبات و مراقبت از جان انسان، ضرورتی حیاتی دارد.

این نوشتار به مناسبت اول اردیبهشت، روز بزرگداشت سعدی شیرازی، ادای احترامی است به حکیمی که صدای انسانیت را از قرن هفتم هجری تا جهان معاصر طنین‌انداز کرده و همچنان آموزگار خرد، مدارا و کرامت انسانی برای جهانیان است.