وحید خسروی کرمانشاه جان، سرزمین اصالت و نجابت، سلام… دیدگانت گشوده باد! چرا باید مراقب باشیم که هیجانات آلوده به بیانصافی، و نوشتار حاوی توهین و تهمت، بهنام مردم روایت *نشود* و جای تحلیل عقلانی را نگیرد؟ این روزها تکرار چرخه بیاخلاقی، خشونت کلامی، قضاوتهای هیجانی و حملات شخصی، دل جامعه را میآزارد و به […]

وحید خسروی
کرمانشاه جان، سرزمین اصالت و نجابت، سلام…
دیدگانت گشوده باد!
چرا باید مراقب باشیم که هیجانات آلوده به بیانصافی، و نوشتار حاوی توهین و تهمت، بهنام مردم روایت *نشود* و جای تحلیل عقلانی را نگیرد؟
این روزها تکرار چرخه بیاخلاقی، خشونت کلامی، قضاوتهای هیجانی و حملات شخصی، دل جامعه را میآزارد و به آرامش جمعی چنگ میاندازد.
ناکامی شخصی و خشونت کلامی برخی افراد، سبب شده، امروزه مرز میان مطالبهگری و بیاخلاقی کمرنگ شود و برخی «دلسوزنماها» با ریاکاری و فریب، خود را دغدغهمند مردم معرفی کنند. در حالیکه اغلب همان منفعتطلبان سرخوردهای هستند که ناکارآمدیشان بر همگان آشکار است.
سقوط اخلاق در مطالبهگری و رواج خشونت کلامی و رفتاری با تهمتپراکنی و توهین مشمئزکننده، تنها یک مسئله فردی نیست؛ بلکه نشانه حمله مستقیم به ارزشها، هنجارها و سرمایه اجتماعی این دیار با اصالت و با نجابت است.
بزرگان عرصه اطلاع رسانی، صاحبان دانش و حامیان فرهنگ و اصالت دیار صبور کرمانشاه، کنشگران اخلاقمدار، رسانههای مرجع و نخبگان، همگی در برابر این روند مسئولند، زیرا رفتارهای توهین آمیز در فضای مجازی به سرعت بازتولید میشود در خلا سواد رسانه باعث بهم خوردن نظم و امنیت می شود.
در این میان، یک پرسش جدی مطرح است:
مرجع واگذاری این «امتیاز تخریب» به برخی افراد چیست؟ چگونه برای خود چنین حقی قایل هستند که درباره هر رویدادی، به صورت سطحی، کنایهآلود و با بیاخلاقی اظهار کنند؟ با کدام دانش، کدام بینش و کدام پیشینه علمی یا اکتسابی؟!
امروزه فضای مجازی در وضعیت «تورم شایعه» قرار دارد و اینجاست که رسانههای اصیل، میدانداری و روشنگری کنند و حتی مروج سواد رسانه ای باشند این تهدید نرم خطرناک است. کنشگران حرفهای عرصه ارتباطات و اطلاعرسانی جامعه را نسبت به «افراد بیهویت و متخصصنمای» فضای مجازی آگاه کنند و با تبیین درست، دست منفعتطلبان را رو نمایند.
راهحل اصلی نیز روشن است: افزایش سواد رسانهای، اصلاح گفتار عمومی و تقویت صداقت و مسئولیتپذیری در اطلاعرسانی!!!
در هر دوره از تحولات سیاسی، هنگامی که انتظارات غیرواقعی برخی جاهطلبان برآورده نمیشود، واکنشها رنگ عوض میکند.برخی افراد، نه از سر دلسوزی، بلکه از سر محرومیت از منفعت، به رفتارهای تخریبی، کنایهزنی، تمسخر و تولید خشونت کلامی پناه میبرند.این رفتارها نه تنها نقد نیست بلکه مطالبهگری هم نیست و در واقع بازتاب ناکامی شخصی و واکنش احساسی کسانی است که نظم ذهنی جامعه را برهم میزنند.
چنین افرادی تابآوری ندارند، توان مدیریت ناکامی را از دست دادهاند و به گفتوگو نیز باور ندارند؛ زیرا مفهوم توسعهیافتگی را درک نکردهاند. به همین دلیل، فضای مجازی را به میدان بروز عقدههای سیاسی و شخصی تبدیل کردهاند.
و این دقیقاً همان نقطه خطر است: جایی که رفتار شخصی به تهدید نرم، امنیت و نظم اجتماعی بدل میشود. جامعه در برابر شایعه، تخریب و آشفتگی ادراکی بیدفاع میماند و تنهاست و تبیین امروز ضرورت دارد و نیاز جامعه دانا و آگاه وارد میدان شود، آنانکه مرجعیت علمی و دلسوزی خالصانه دارند.
امروز جامعه ما بیش از هر زمان دیگری به گفتوگوی محترمانه، انصاف در تحلیل و پرهیز از خشونت کلامی نیاز دارد.
اختلاف نظر طبیعی است، اما بیاخلاقی و تمسخر، نه نشانه مطالبهگری است و نه اعتراض، بلکه نشانه خستگی و منفعتطلبی است و باید از «صدای مردم» تفکیک شود.
فضای عمومی و رسانه نیازمند آرامسازی، گفتار مسئولانه و نقد منصفانه است زیرا هیچ تحولی بدون بازگشت به اخلاق پایدار نخواهد شد.
با هم مراقب واژگان و قامت کلمات باشیم …
و همین … پس از تمرین ورزشی امروز در دورهمی آخر هفته ها با رفقای ناب
















Wednesday, 28 January , 2026