پدر تاب آوری ایران گفت: تابآوری همان نیروی درونی است که به افراد امکان میدهد پس از تجربه ناکامی یا رنج، دوباره مسیر زندگی را ادامه دهند. اما پرسش بنیادین این است که آیا تابآوری بدون بهرهگیری از ظرفیت فراموشی امکانپذیر است؟ به نظر میرسد که پاسخ منفی باشد؛ زیرا توانایی فراموش کردن بخشهایی از […]

پدر تاب آوری ایران گفت: تابآوری همان نیروی درونی است که به افراد امکان میدهد پس از تجربه ناکامی یا رنج، دوباره مسیر زندگی را ادامه دهند. اما پرسش بنیادین این است که آیا تابآوری بدون بهرهگیری از ظرفیت فراموشی امکانپذیر است؟
به نظر میرسد که پاسخ منفی باشد؛ زیرا توانایی فراموش کردن بخشهایی از تجربیات دردناک یا دستکم کمرنگ ساختن آنها، نقشی اساسی در بازسازی روانی و ایجاد امکان ادامهی زندگی دارد.
اگر ذهن انسان در برابر تمامی خاطرات تلخ بهطور مداوم باز بماند، انرژی روانی لازم برای بازگشت و حرکت رو به جلو از بین میرود.
شکست عاطفی، خیانت یا تعارضهای طولانیمدت، اگر بهصورت کامل و دائمی در ذهن حضور داشته باشند، فرد را در چرخهای از رنج و خشم نگه میدارند.
به گزارش باختر فراموشی در نگاه نخست ممکن است بهعنوان یک ضعف ذهنی یا نشانهای از نقصان حافظه تلقی شود، اما از منظر روانشناسی، فراموشی یک مکانیسم سازشی و محافظتی است.
انسانها در طول زندگی روزانه با حجم عظیمی از اطلاعات، تجربهها و هیجانات مواجه میشوند. ذخیره و یادآوری دائمی تمامی این دادهها نهتنها امکانپذیر نیست، بلکه اگر هم ممکن بود، تحمل روانی را به مرز فروپاشی میرساند. درست به همین دلیل، مغز انسان بخشی از خاطرات را به مرور زمان حذف یا تضعیف میکند. این فرآیند همان چیزی است که امکان تمرکز بر امروز و ساختن آینده را فراهم میسازد. تابآوری بدون چنین مکانیزمی تبدیل به تلاشی طاقتفرسا و حتی غیرممکن میشود، زیرا فرد در دام گذشتهی سنگین خود گرفتار خواهد ماند.
از زاویهی دیگر، تابآوری به معنای رشد در دل بحران است. روانشناسان مثبتگرا معتقدند که انسانها میتوانند از دل آسیب، قدرت و بینش تازهای به دست آورند. اما تحقق این رشد، مستلزم آن است که ذهن بتواند از بند خاطرات دردناک رهایی یابد. ظرفیت فراموشی در اینجا همانند یک فیلتر عمل میکند؛ بخشهایی از تجربهی تلخ که آموزنده و مفیدند باقی میمانند، اما زوائدی که صرفاً بار هیجانی منفی دارند و مانع حرکت به جلو میشوند، به حاشیه رانده میشوند. به بیان دیگر، فراموشی نه حذف مطلق گذشته بلکه تبدیل آن به یک تجربهی سبکتر و قابلتحملتر است. تابآوری در چنین بستری معنا مییابد و فرد قادر میشود از دل سختی، نردبانی برای رشد بسازد.
تجربهی سوگ یکی از روشنترین نمونههای نیاز به فراموشی در فرآیند تابآوری است. هنگامی که فرد عزیزی را از دست میدهد، نخستین واکنشها مملو از غم، خشم و بیقراری است. اگر ذهن انسان نتواند به تدریج شدت این هیجانات را کاهش دهد و بخشی از خاطرات تلخ را محو سازد، زندگی برای همیشه در نقطهای از ایستایی متوقف خواهد شد. آنچه امکان ادامهی زندگی و بازگشت به فعالیتهای عادی را میدهد، توانایی تدریجی ذهن برای کمرنگسازی خاطرات دردناک و در عوض، نگه داشتن یاد مثبت آن فرد است. این همان ترکیب میان تابآوری و فراموشی است که در نهایت به سازگاری سالم با فقدان منجر میشود.
در حوزهی روابط انسانی نیز همین اصل دیده میشود. شکست عاطفی، خیانت یا تعارضهای طولانیمدت، اگر بهصورت کامل و دائمی در ذهن حضور داشته باشند، فرد را در چرخهای از رنج و خشم نگه میدارند. تابآوری در روابط یعنی توانایی ترمیم خویشتن و بازسازی اعتماد به دیگران. این امر بدون فراموشی نسبی امکانپذیر نیست؛ چراکه تا زمانی که هر رفتار یا کلام تلخ گذشته در حافظهی فعال باقی بماند، بازسازی پیوندهای اجتماعی و عاطفی ناممکن خواهد بود. فراموشی در اینجا نوعی پاکسازی ذهنی محسوب میشود که فضا را برای شکلگیری دوبارهی اعتماد و امید مهیا میسازد.
از منظر عصبشناسی نیز میتوان گفت که مغز انسان بهطور طبیعی برای فراموش کردن طراحی شده است. سیناپسهای عصبی که کمتر مورد استفاده قرار میگیرند، به تدریج تضعیف میشوند و رد حافظهای آنها محو میگردد. این فرآیند که “هرس سیناپسی” نام دارد، نقش مهمی در بهینهسازی عملکرد مغز ایفا میکند. اگر این توانایی طبیعی فراموشی وجود نداشت، حافظه انسان دچار انباشت مفرط میشد و پردازش اطلاعات تازه مختل میگردید. از این منظر، تابآوری چیزی جز بغیر استفاده هوشمندانه از این سازوکار طبیعی نیست: یعنی توانایی رها کردن بخشی از بارهای گذشته تا انرژی روانی و شناختی برای مواجهه با حال و آینده آزاد شود.
البته باید توجه داشت که فراموشی در خدمت تابآوری نباید با سرکوب یا انکار اشتباه گرفته شود. سرکوب هیجانات به معنای نادیده گرفتن آنها و وانمود به فراموشی است، در حالیکه ظرفیت سالم فراموشی به معنای کاهش تدریجی شدت یادآوریهای منفی و توانایی انتخابی در تمرکز بر جنبههای مثبتتر است. در سرکوب، خاطرهی منفی همچنان در لایههای ناخودآگاه فعال باقی میماند و میتواند در قالب اضطراب، افسردگی یا رفتارهای ناسازگار بروز کند.
اما فراموشی سالم، فرآیندی طبیعی و تدریجی است که به تابآوری اصالت میبخشد و امکان بازگشت واقعی به تعادل روانی را مهیا میسازد.
تابآوری بدون بهرهگیری از ظرفیت فراموشی عملاً ناممکن است. ذهن انسان نیاز دارد تا بار سنگین خاطرات دردناک را سبک کند و این سبکسازی تنها از طریق فراموشی نسبی امکانپذیر میشود. فراموشی در این معنا نه ضعف که قدرتی سازگارانه است؛ قدرتی که به انسان اجازه میدهد از دل سوگ، شکست یا بحران، دوباره برخیزد و آیندهای نو بسازد.
دکتر محمدرضا مقدسی موسس خانه تاب آوری در ادامه آورده است رابطهی تابآوری و فراموشی رابطهای همزیستانه و مکمل است: تابآوری مسیر حرکت به جلو را ترسیم میکند و فراموشی موانع روانی این مسیر را از سر راه برمیدارد. انسانی که میتواند فراموش کند، قادر است تابآوری را به شکلی کامل تجربه نماید، و انسانی که تابآور است، از ظرفیت فراموشی برای بازسازی خویشتن بهره میگیرد.
















Wednesday, 28 January , 2026