پسرم چند روزیست در بیمارستان کودکان محمد کرمانشاهی بستریست و‌ چند روز دیگر هم باید بستری و مهمان این مجموعه باشد در چند سال گذشته بخاطر بستری شدن پدرم به علت بیماری کرونا مدت ۱۰ روز در بیمارستان فارابی کرمانشاه و بستری شدن پسر کوچکم در بیمارستان کودکان محمد کرمانشاهی به مدت یک هفته و […]

پسرم چند روزیست در بیمارستان کودکان محمد کرمانشاهی بستریست و‌ چند روز دیگر هم باید بستری و مهمان این مجموعه باشد در چند سال گذشته بخاطر بستری شدن پدرم به علت بیماری کرونا مدت ۱۰ روز در بیمارستان فارابی کرمانشاه و بستری شدن پسر کوچکم در بیمارستان کودکان محمد کرمانشاهی به مدت یک هفته و بستری شدن پسر بزرگم مهمان بیمارستانهای کرمانشاه بوده ام و چند باری هم به بیمارستان امام خمینی و طالقانی کرمانشاه مراجعه داشته ام و هربار تلاش و جنگیدن کادر درمان بخصوص پرستاران عزیز این مجموعه ها را با بیماریها و فشار کاری و تعداد بیمار و مراجعه کننده چند برابر بیش از تخت و ظرفیت این مراکز را دیده ام، فشار کاری تحمیلی که بخش اعظم آن به کوتاهی دولتها و نبود و ایجاد نکردن مراکز و تختهای بیمارستانی کافی در استان کرمانشاه بر میگردد، چرا باید استان کرمانشاه با حدود ۲/۵ میلیون نفر جمعیت فقط دارای یک بیمارستان کودکان با ظرفیت واقعی و استاندارد ۱۰۰ تخت باشد، فقط ۱۰۰ تخت برای یک استان محروم که حتی از استانهای لرستان، ایلام، کردستان و همدان هم مراجعه کننده دارد اصلا کافی نیست، همین مشکل در مورد بیماران ترومایی استان هم وجود دارد و تنها بیمارستان تخصصی و اورژانس مراجعه کنندگان تصادفی و‌ جرحی استان هم بیمارستان طالقانی کرمانشاه میباشد که در سال ۱۳۵۲ شمسی زمانی که جمعیت استان کرمانشاه حدود یک سوم جمعیت کنونی بوده تاسیس شده و دیگر به تنهایی پاسخگوی مراجعه کنندگان تصادفی و … قسمتی از شهر کرمانشاه نمیباشد چه برسد به کل استان و غرب کشور!
این کوتاهی مدیریتی و بی مسئولیتی در طول سالیان از جانب مسئولان و نمایندگان استان و تبعیض و عدم تخصیص بودجه برای تاسیس بیمارستانها و مراکز جدید و لازم از سوی دولتها و مسئولین ارشد کشور برای استان کرمانشاه و سایر استانهای محروم در طول بیش از ۴۰ سال گذشته موجبات اصطکاک دائمی کادر درمان و پرستاران این مراکز با بیماران و همراهان بیماران میشود و هم موجب نارضایتی دائمی و فرسایش کادر درمان و‌ آسیب و لطمات روحی و رنجش و مهاجرت آنها میگردد و هم موجب صدمات و اتفاقات ناگوار و جبران ناپذیری برای بیماران و مراجعه کنندگان به این مراکز که چندین برابر ظرفیت و استانداردهای اولیه را پذیرش میکنند و حتی در انبارها و راهروها هم بخاطر تعداد زیاد مراجعه کننده تخت مستقر نموده اند!
ای کاش در طول این همه سال و با چند برابر شدن جمعیت کشور و نیاز به بیمارستانها و مراکز درمانی جدید، بجای این همه بودجه ریزی سنگین برای واردات چای دبش و روغن و برنج و سایر موارد و موسسات بی خاصیت و بی منفعت برای مردم و کشور بودجه دبشی برای بهداشت و درمان مملکت در نظر گرفته میشد!