هادی نوروزی/ سردبیر ورزش، در جوهر و ذاتِ خود، باید مظهر سلامت، نشاط اجتماعی و مروجِ فضیلتهای اخلاقی باشد؛ اما در سالهای اخیر، فضای ورزش ایران، بهویژه در رشتههای پرمخاطبی مانند فوتبال، با آسیبِ عمیق و نگرانکنندهای به نام «فرهنگ فحاشی» مواجه شده است که نمونه بارز آن در همین هفته اخیر بازیهای لیگ برتر […]

هادی نوروزی/ سردبیر
ورزش، در جوهر و ذاتِ خود، باید مظهر سلامت، نشاط اجتماعی و مروجِ فضیلتهای اخلاقی باشد؛ اما در سالهای اخیر، فضای ورزش ایران، بهویژه در رشتههای پرمخاطبی مانند فوتبال، با آسیبِ عمیق و نگرانکنندهای به نام «فرهنگ فحاشی» مواجه شده است که نمونه بارز آن در همین هفته اخیر بازیهای لیگ برتر فوتبال ایران را همه شاهد بودیم. این پدیده که اکنون از سکوهای تماشاگران به مستطیل سبز و محافلِ فنی نیز سرایت کرده، به یک هنجارگریزیِ سیستماتیک بدل گشته که مرز میان رقابت حرفهای و بیاخلاقی را به کلی از میان برده است. آنچه امروز در ورزشگاههای ما میگذرد، صرفاً یک «هیجانِ مدیریتنشده» نیست، بلکه نمایانگرِ خلأیی است که میتواند آیندهی ورزش کشور را در ابعادِ انسانی و سرمایه اجتماعی، دچار فروپاشی کند. تأثیراتِ مخربِ این فضایِ مسموم، تنها به حواشیِ مسابقات محدود نمیماند؛ بلکه خروجیِ مستقیمِ آن، «گریزِ خانوادهها» از دنیای ورزش است. والدین، که نخستین کانونهایِ تربیتیِ فرزندان محسوب میشوند، اکنون با دیدنِ چنین فضاهایِ بیآلایش و ناامنی، ترجیح میدهند فرزندانِ خود را از دنیای ورزش حرفهای دور نگه دارند. وقتی فضای یک باشگاه، عاری از استانداردهایِ اخلاقی باشد، نباید انتظار داشت که نسلِ جدید، ورزش را به عنوانِ ابزاری برای تعالیِ شخصیت و سلامتِ روان برگزیند. در واقع، ما با این روند، در حالِ ذبحِ استعدادیابی و پرورشِ قهرمانانِ آینده در قربانگاهِ بیادبی هستیم.
برای عبور از این بحران، دیگر نمیتوان تنها به برخوردهایِ انضباطی یا محرومیتهایِ مقطعیِ تماشاگران دل بست. راهحلِ اصلی، نه در بیرون، که در داخلِ ساختارِ باشگاهها نهفته است. ضرورت دارد که هر باشگاهِ ورزشی، با نگاهی فراتر از «نتیجهگرایی»، «حضورِ مستمر و تخصصیِ یک روانشناس و یک مشاور فرهنگی» را در چارتِ سازمانیِ خود الزامی کند. باشگاهها باید از یک مکان صرفاً فیزیکی برای تمرینِ بدنی، به «مدرسه اخلاق» تبدیل شوند؛ جایی که بازیکن از دورانِ نونهالی تا بزرگسالی، با آموزههایِ رفتارِ حرفهای، مدیریتِ خشم و احترام به رقیب آشنا شود. احیایِ فرهنگِ پهلوانی، که میراثِ تاریخیِ ورزش ایران است، تنها از مسیرِ آموزشِ تخصصی ممکن میشود. اگر مدیریتِ ارشدِ ورزشِ کشور، حضورِ مشاورانِ فرهنگی و روانشناسان ورزشی را به عنوان یک «پیوستِ اجباریِ قراردادها» در باشگاهها تصویب نکند، باید منتظر باشیم که سکوهای ورزشگاهها روزبهروز خلوتتر و سهمِ خانوادهها از دنیایِ ورزش، بیش از پیش به «حذف» نزدیک شود. زمان آن فرا رسیده که با تغییرِ رویکرد، اخلاق را نه به عنوان یک امرِ تزئینی، بلکه به عنوانِ شاکلهی اصلیِ ورزش حرفهای بازگردانیم.
















Wednesday, 9 September , 2026