سخنان اخیر منوچهر حبیبی استاندار کرمانشاه  در شورای برنامه‌ریزی و توسعه استان کرمانشاه که در خبرگزاری ایسنا منتشر شده را اگر با دقت بخوانیم، بیش از آنکه یک گزارش مدیریتی باشد، یک فهرست بلندبالا از گلایه‌ها و هشدارهایی است که از دل ساختمان استانداری خطاب به مدیران استان صادر شده است. به گزارش باختر، استاندار […]


سخنان اخیر منوچهر حبیبی استاندار کرمانشاه  در شورای برنامه‌ریزی و توسعه استان کرمانشاه که در خبرگزاری ایسنا منتشر شده را اگر با دقت بخوانیم، بیش از آنکه یک گزارش مدیریتی باشد، یک فهرست بلندبالا از گلایه‌ها و هشدارهایی است که از دل ساختمان استانداری خطاب به مدیران استان صادر شده است.

به گزارش باختر، استاندار کرمانشاه که بر اساس  مشاهدات  این روزها  بیش از توان یک استاندار  فعال است  و همیشه در رفت و امد است  ، یا در تهران در حال پیگیری و یا در  شهرستانهای استان  در حال بازدید  و رصد امور  ،  در این  جلسه استاندار کرمانشاه  از باب  جذب نشدن اعتبارات ملی می‌گوید. او از مدیرانی سخن می‌گوید که باید برای گرفتن سهم استان از منابع ملی بجنگند. اما همین جمله یک پرسش مهم را پیش روی افکار عمومی قرار می‌دهد؛ اگر امروز استاندار تأکید می‌کند «منابع را باید جذب کرد»، آیا معنای دیگر آن این نیست که بخشی از این منابع تاکنون جذب نشده‌اند؟

در شرایطی که استان کرمانشاه سال‌هاست با بیکاری، پروژه‌های نیمه‌تمام، کمبود زیرساخت‌ها و مهاجرت نیروهای انسانی مواجه است، هر ریال اعتبار ملی می‌تواند سرنوشت یک پروژه و حتی یک منطقه را تغییر دهد. بنابراین وقتی عالی‌ترین مقام اجرایی استان بر لزوم پیگیری اعتبارات تأکید می‌کند، در واقع زنگ خطر را برای یک ضعف جدی به صدا درآورده است.

بخش دیگری از سخنان استاندار شاید از همه مهم‌تر باشد؛ آنجا که از پروژه‌های راکد سخن می‌گوید. وقتی استاندار می‌گوید پروژه‌های راکد باید فعال شوند، معنای روشن آن این است که پروژه‌های راکد وجود دارند؛ پروژه‌هایی که سال‌ها منابع، زمان و امید مردم را بلعیده‌اند اما هنوز به سرانجام نرسیده‌اند.

نمونه‌های این پروژه‌ها در استان کم نیستند. از بیمارستان روانسر گرفته تا ده‌ها طرح عمرانی، بهداشتی، صنعتی و زیرساختی که سال‌هاست نامشان در جلسات تکرار می‌شود اما مردم هنوز نتیجه ملموسی از آنها ندیده‌اند.

بیمارستان روانسر تنها یک پروژه عمرانی نیست؛ نماد انتظاری طولانی برای مردم منطقه‌ای است که سال‌هاست وعده تکمیل و بهره‌برداری آن را می‌شنوند. وقتی استاندار از فعال‌سازی پروژه‌های راکد سخن می‌گوید، در واقع به وجود چنین زخم‌های کهنه‌ای در مدیریت اجرایی استان اشاره دارد.

از سوی دیگر، استاندار در بخش دیگری از سخنان خود نکته مهم تری  را مطرح می‌کند؛ او خود را در کنار مردم قرار می‌دهد و از مطالبات مردمی سخن می‌گوید. این رویکرد قابل تقدیر است. استانداری که از پشت دیوارهای اداری فاصله می‌گیرد و مطالبات مردم را مطالبه می‌کند، قطعاً درک دقیق‌تری از واقعیت‌های جامعه دارد.

اما واقعیت   این است  مردم امروز بیش از شنیدن حرف‌های درست، منتظر دیدن نتایج درست هستند. کرمانشاه کمبود برنامه ندارد؛ کمبود اجرای برنامه دارد. استاندار می‌گوید مدیران باید جسارت داشته باشند، باید مطالبات استان را پیگیری کنند، باید از سکون و کم‌تحرکی فاصله بگیرند و وارد میدان شوند. این بخش از سخنان استاندار شاید صریح‌ترین نقد درون‌سازمانی به بدنه مدیریتی استان باشد.

وقتی عالی‌ترین مقام اجرایی استان از «سکون و کم‌تحرکی» سخن می‌گوید، در حقیقت به وجود نوعی مدیریت منفعل اشاره می‌کند؛ مدیریتی که به جای دویدن برای حل مشکلات، به اداره روزمرگی‌ها عادت کرده است. وقتی استاندار به مدیران می‌گوید وارد میدان شوید؛ زیرا ظاهراً هنوز عده‌ای وارد میدان نشده‌اند. اما شاید مهم‌ترین بخش سخنان حبیبی آنجاست که به موضوع سرمایه‌گذاری اشاره می‌کند. او با صراحت می‌گوید :  برخی دستگاه‌ها پاسخ استعلام‌های پنجره واحد سرمایه‌گذاری را با تأخیر ارائه می‌کنند.

این جمله در ظاهر ساده است اما در باطن یک اعتراف مهم مدیریتی محسوب می‌شود. سال‌هاست فعالان اقتصادی از بروکراسی فرساینده، نامه‌نگاری‌های بی‌پایان، استعلام‌های زمان‌بر و سنگ‌اندازی‌های اداری گلایه دارند. امروز استاندار نیز به نوعی این واقعیت را تأیید می‌کند.سرمایه‌گذار زمانی وارد یک استان می‌شود که احساس کند مدیران برای حضور او فرش قرمز پهن می‌کنند، نه اینکه او را در راهروهای ادارات سرگردان سازند.

اگر پاسخ استعلام‌ها با تأخیر داده می‌شود، اگر سرمایه‌گذار ماه‌ها بین دستگاه‌ها رفت‌وآمد می‌کند و اگر روند سرمایه‌گذاری کند است، باید پرسید چه کسی پاسخگوی فرصت‌های از دست رفته اشتغال در استان خواهد بود؟کرمانشاه امروز بیش از هر زمان دیگری به یک موتور محرک نیاز دارد. نه استاندار به تنهایی می‌تواند استان را متحول کند و نه یک یا دو مدیر موفق قادر خواهند بود همه مشکلات را حل کنند.

توسعه یک کار گروهی است.برای حرکت قطار توسعه، همه واگن‌ها باید روی ریل باشند؛ از فرمانداران و مدیران کل گرفته تا نمایندگان مجلس، بخش خصوصی، دانشگاه‌ها و نهادهای اجرایی.سخنان استاندار نشان می‌دهد او دردها را می‌شناسد، گره‌ها را می‌بیند و از مشکلات آگاه است؛ اما پرسش اصلی اینجاست که این هشدارها تا چه اندازه به اقدام عملی منجر خواهد شد؟

مردم کرمانشاه سال‌هاست وعده شنیده‌اند. امروز دیگر زمان گفتن «باید»ها نیست؛ زمان تحقق «شد»هاست. اگر پروژه‌های راکد فعال شوند، اگر اعتبارات ملی جذب شوند، اگر مدیران از پشت میزها بیرون بیایند، اگر سرمایه‌گذار پشت در ادارات معطل نماند و اگر مطالبات مردم به نتیجه برسد، آن‌گاه می‌توان گفت سخنان استاندار به یک نقشه راه عملیاتی تبدیل شده است.

در غیر این صورت، این سخنان نیز به فهرست بلندبالای حرف‌های درستی اضافه خواهد شد که همه آنها را تأیید کردند اما کسی برای اجرای آنها به میدان نیامد.