هادی نوروزی/سردبیر   در روزگار کنونی، کشورمان درگیر یکی از سخت‌ترین بحران‌ها، یعنی جنگ اقتصادی است. هر روز اخبار گرانی‌های بی‌وقفه، کاهش قدرت پول ملی و مشکلات معیشتی، نشان می‌دهد که جنگی سخت در جریان است؛ اما نکته‌ای که بیش از هر چیز احساس می‌شود، نبود سرداران و فرماندهان بزرگ در این میدان است. […]

 

هادی نوروزی/سردبیر

 

در روزگار کنونی، کشورمان درگیر یکی از سخت‌ترین بحران‌ها، یعنی جنگ اقتصادی است. هر روز اخبار گرانی‌های بی‌وقفه، کاهش قدرت پول ملی و مشکلات معیشتی، نشان می‌دهد که جنگی سخت در جریان است؛ اما نکته‌ای که بیش از هر چیز احساس می‌شود، نبود سرداران و فرماندهان بزرگ در این میدان است. در جنگ نظامی و حتی جنگ تحمیلی سوم، سرداران بزرگی همچون تنگسیری، سید مجید موسوی و امیر حاتمی با اقتدار مقابل دشمن ایستادند و تاریخ‌ساز شدند. آن‌ها توانستند نقش فرماندهان کلیدی را در مقابله با توطئه‌ها و تهدیدها ایفا کنند و الگویی برای سربازان و ملت باشند.

اما در جنگ اقتصادی، چرا خبری از سرداران بزرگ نیست؟ آیا این میدان نیازمند استراتژی‌های مشخص و فرماندهانی قوی نیست که بتوانند مردم را پشتیبانی و هدایت کنند؟ در حالی که در عرصه نظامی، فرماندهان با انگیزه، دانش و استراتژی‌های مشخص توانستند دشمن را در چند جبهه شکست دهند، در حوزه اقتصادی زور و اقتدار به اندازه‌ای کارا نیست. نبود فرماندهان اقتصادی بزرگ، به معنای فقدان راهبری روشن در پیروی از سیاست‌های اقتصادی، اصلاح ساختارهای ناکارآمد و مقابله قاطع با تحریم‌ها است.

کسانی که در میدان اقتصادی فعالیت می‌کنند، غالباً بدون حمایت‌های قوی و برنامه‌های استراتژیک، در میدان رها شده‌اند. این وضعیت نشان می‌دهد که کشور برای عبور از بحران فعلی، نیازمند سرداران اقتصادی است که روحیه مقاومت و استراتژی‌های پیروزی را در دل مردم و مسئولان زنده کند. آینده اقتصادی کشور، بیشتر از هر زمان نیازمند فرماندهانی است که بتوانند در این نبرد سخت، رهبری و هدایتگری کنند و تاریخ‌ساز شوند، همان‌گونه که در جنگ نظامی، سرداران نام‌آور تاریخ‌ساز شدند.

در پایان، بر همه مسئولان کشور فرض است که همچون دوران جنگ تحمیلی، در عرصه اقتصادی نیز فرماندهانی مجرب و قوی را پیدا و پرورش دهند، تا بتوان به پیروزی در میدان سخت امروزی امید بست.