هادی نوروزی/ سردبیر انسان امروز همان انسان دیروز است؛ تنها ابزارهای توجیهش پیشرفته‌تر شده‌اند. ما از نسل انسان‌های هوشمندی آمده‌ایم که برای بقا، آموخته بودند مسئولیت خطا را گردن نگیرند. در جهان آغازین، اعتراف به اشتباه به معنای ضعف بود، و ضعف در منطق بقا جایی نداشت. از همان دوران، مغز ما یاد گرفت که […]


هادی نوروزی/ سردبیر
انسان امروز همان انسان دیروز است؛ تنها ابزارهای توجیهش پیشرفته‌تر شده‌اند. ما از نسل انسان‌های هوشمندی آمده‌ایم که برای بقا، آموخته بودند مسئولیت خطا را گردن نگیرند. در جهان آغازین، اعتراف به اشتباه به معنای ضعف بود، و ضعف در منطق بقا جایی نداشت. از همان دوران، مغز ما یاد گرفت که توجیه بسازد، نه حقیقت را بپذیرد. این ژنِ دیرینه امروز در رفتارهای اجتماعی ما جهشی تازه یافته است. هرجا شکست می‌خوریم، مقصر بیرونی می‌سازیم؛ از تقدیر و سرنوشت گرفته تا «دیگران». و بدتر آنکه، این بیزاری از مسئولیت حالا به سطح مدیریت رسیده و چهره‌ای رسمی به خود گرفته است.

آری، اینگونه است که در این کهن دیار کرمانشاه نیز کسی قرار نیست مسئولیت ندانم‌کاری‌های خود را گردن بگیرد. از استاندار گرفته تا شهردار و فرماندار، همه اگر خطایی در کار باشد، انگشت اشاره به سوی دیگری دراز می‌کنند. کرمانشاه سال‌هاست شهربازی ندارد، اما شهردار هرگز این ضعف مدیریت شهری را گردن نمی‌گیرد. تورم وحشتناک، بیکاری مضاعف، رکود اقتصادی و مهاجرت جوانان، همه و همه بحران‌هایی‌اند که مسئولان آنها را نه محصول بی‌تدبیری خود، بلکه نتیجه عملکرد «دیگران» و «شرایط گذشته» می‌دانند. آنچه در این چرخه تکرار می‌شود، نه تلاش برای اصلاح که بازی همیشگی «من نبودم» است. جامعه‌ای که مدیرانش گردن نمی‌گیرند، شهروندانش نیز به تقلید از آنان می‌آموزند که مسئولیت فردی را نپذیرند و روی خطای خود پرده بکشند. این رفتار، از یک منش روانی فردی به یک فرهنگ اجتماعی تبدیل شده است؛ فرهنگی که در آن انسانِ هوشمند، مسئولانه عمل نمی‌کند، بلکه از مسئولیت می‌گریزد. وقتی بقا بر حقیقت برتری یابد، دیگر کسی به دنبال اصلاح نخواهد رفت و کرمانشاه، نمونه‌ای زنده از این وضع، در تعلیقِ «گردن‌نگرفتنِ دائمی» گرفتار مانده است. شاید نخستین گام برای نجات، اعتراف به همین واقعیت تلخ باشد: ما از نسل انسان‌هایی آمده‌ایم که انکار را راه نجات دانستند، ولی اکنون زمان آن رسیده مسئولیت را، هرچند دیر، گردن بگیریم.