علیاشرف نوبتی، فرزند اسدالله، با تخلّص «پرتو کرمانشاهی»، در سال ۱۳۱۰ خورشیدی در شهر فرهنگپرور کرمانشاه چشم به جهان گشود. دوران تحصیلات مقدماتی را در زادگاهش گذراند و سپس به کار آزاد روی آورد؛ اما شعلهی ذوق و شوق ادبی در وجودش همواره فروزان ماند. در اوقات فراغت، رهسپار انجمنهای ادبی میشد و در […]

علیاشرف نوبتی، فرزند اسدالله، با تخلّص «پرتو کرمانشاهی»، در سال ۱۳۱۰ خورشیدی در شهر فرهنگپرور کرمانشاه چشم به جهان گشود. دوران تحصیلات مقدماتی را در زادگاهش گذراند و سپس به کار آزاد روی آورد؛ اما شعلهی ذوق و شوق ادبی در وجودش همواره فروزان ماند. در اوقات فراغت، رهسپار انجمنهای ادبی میشد و در سایهی همنشینی با اهل سخن، به پرورش طبع و آفرینش غزل میپرداخت.
پرتو، شیوهی هندی را در مکتب صائب و کلیم آموخت و با مهارت در این سبک، غزلیاتش رنگی از خیالپردازیهای ناب گرفت. پدربزرگ او از ایل بختیاری بود که در روزگار حکومت بهراممیرزا معزالدوله به کرمانشاه کوچانده شد و پرتو، زبان کردی را از مادرش آموخت؛ زبانی که بیاغراق، مادرانه در جان و جهان او جاری بود.
نخستین مجموعه غزلیاتش با نام «کوچهباغیها» در سال ۱۳۷۷ به کوشش استاد محمدعلی سلطانی و به همّت انتشارات سها منتشر شد. استقبال بیسابقه از این اثر، آن را در سال ۱۳۸۹ به چاپ سوم و در سال ۱۳۹۶ به چاپ چهارم رساند. آنچه پرتو را از بسیاری همعصرانش متمایز میکند، غزلیات کردی اوست؛ جایی که واژههای کردی، چنان طبیعی و خوشآهنگ در تار و پود غزل مینشینند که گویی از ازل با شعر فارسی همخون و همریشه بودهاند. از همین رو، او را «سعدی کردیسخن» نامیدهاند.
پرتو با گویش کرماشانی یا کلهری، غزل کردی را به اوج رساند و شنونده را در نخستین بیت، به سرزمین خاطرهها و شورهای جاودان میبرد. از میان سرودههایش، شعر دلانگیز «ارمنی» آوازهای همگانی دارد؛ سرودهای که تقریباً تمام مردم کرمانشاه آن را از بر دارند و بسیاری از ناقدان، آن را همسنگ با «زمستان» اخوان ثالث دانستهاند.
اما پرتو تنها شاعر نبود؛ او انسانی مهربان، خوشخلق و فروتن بود که هیچگاه خود را برتر از دیگران نمیدید. نگاهش همواره به سوی طبقات فرودست جامعه بود و غمش، غم مردم مستضعف. با چهرهای گشاده و رفتاری صمیمی، به دلها نزدیک میشد و در شعرش نیز صدای بیصدایان را بازتاب میداد.
آثار پرتو، همچون چشمهای زلال از دل کوهستانهای زاگرس میجوشد؛ آبی که هم خنکای معنا دارد و هم روشنی احساس. غزلهای او آمیزهای از لطافت خیال و صمیمیت کلام است؛ شعرهایی که در عین سادگی، عمقی شگرف دارند و شنونده را بیاختیار درگیر میکنند. پرتو استادانه، واژگان فارسی و کردی را در هم میتافت و به غزلی میرساند که هم طعم کهنسال غزل فارسی را داشت و هم عطر بومی زادگاهش را.
سرودههایش چون نسیم بهاری در کوچهباغهای کرمانشاه میپیچید و بوی خاک بارانخورده را با عطر گلهای وحشی در هم میآمیخت. در هر بیتش، تصویری زنده از عشق، غربت یا مهربانی موج میزد و هر واژه، دانهای بود که در خاک دلها میافتاد و سالها بعد نیز سبز و تازه میماند. شاید راز ماندگاری شعر پرتو همین بود؛ صداقت بیپیرایهای که در قالب زبانی خوشآهنگ و خیالانگیز جاری میشد و به دلها راه مییافت.
به پاس زحمات استاد پرتو کرمانشاهی،
دکتر ابراهیم رحیمی زنگنه و خلیل کهریزی با همکاری هم ارج نامه ای برای استاد پرتو کرمانشاهی نوشتند و آن را (پرتو مهر) نامیدند.
سرانجام استاد در بامداد پنجمین روز بهمن ماه سال ۱۴۰۰ شمسی در سن ۹۰سالگی در شهر کرمانشاه درگذشت . پیکر استاد در قطعه ۹، ردیف ۴۶، مزار شماره ۵۰ در آرامستان شهر کرمانشاه با حضور انبوهی از علاقه مندان و دوستدارانش به خاک سپرده شد.
روحش شاد و یادش گرامی.
نمونه ی اشعار:
الا یا ایها الساقی ادر کأساً که ناچارم
دڵم تنگه وه کی بوشم جوانی چی وه کو بارم
رؽیم کفته دهر ماڵت وه بونهی عارض و خاڵت
وتم گیان در بکم اما چویلت کفته هاوارم
گل حسنت وه تالان برد هر گلچین و ریواری
لە نو ئی باخه ههر چۆ بید مجنون من سهرو خوارم
دم و قد و چو و خاڵت ، گل و سرو و می و مشکه
وه گیان و ماڵ و دین و دل بلا گردان هر چوارم
شوی بیلا له دلتنگی سرم له بان شانت بو
منیشهم چو سر و زلفت عزیزم عازیت بارم
وتن چو دار بیده خزمت ناکس نهزانستم
بکن ئهر سنگسارم خوهم وه خوهم کردم سزاوارم
جوانی چی امید دل نمن دیرم نفس کیشم
خدا مرگم بیهی « پرتو » ئهرهی ئی کار و کردارم
*
بڕشن دوارە بڕشن، ساقی دڵم کەواوە
شیتم کە تا نەزانم، زانستنم عەزاوە
بڕشن دڵ تو خوەش بوو، ساقی ئەگەر م دیمە
کەس گیان وە دەر نیەوەیدن لەی ساڵ ناسواوە
کوڵیا و برشیامە، ئی دەردە کەس نیەزاند
ئەشکم لە تاو دویرید، ھەم ئاگرە ھەم ئاوە
زانی ئەگەر توامەد، کاری کە دڵنیا بووم
وەختی وە لا دەمیگەو، ئویشی نەچوو، جواوە
گوونا وە ژیر زوڵفت، بیلا بکەی خوەرئاوا
بوومە خڕ چەوەیلد، جاری چ وەخت خاوە
دەردم کسی نیەزاند، داخم لە بیکەسی خوەم
تنیا م چوی بکیشم، ئی ھەمگە ناحساوە
ئوشم دڵم ھەڵاکە، تا دەس بنیدە تاڵان
ئوشد حەیا کە پرتو دس لی قسیله لاوه
دانش خاطری- کارشناس زبان و ادبیات فارسی
















Wednesday, 28 January , 2026