صمد امیریان پیش از هر سخن باید گفت که چهارشنبه سوری به هیچ روی با داستان سیاوش پیوندی ندارد که این روزها آنرا (چهارشنبه سوری) از آن سیاوش می دانند ، چون شاهنامه را درست نخوانده اند و با چهار شنبه سوری هم آشنایی درست ندارند، این دو را یکی می پندارند. به همین خاطر […]

صمد امیریان
پیش از هر سخن باید گفت که چهارشنبه سوری به هیچ روی با داستان سیاوش پیوندی ندارد که این روزها آنرا (چهارشنبه سوری) از آن سیاوش می دانند ، چون شاهنامه را درست نخوانده اند و با چهار شنبه سوری هم آشنایی درست ندارند، این دو را یکی می پندارند. به همین خاطر این نوشته را هر چند کوتاه نگاشته ام تا خوانندگان گرانقدر آگاهی بیشتر و بهتر از تاریخ و فرهنگ گذشتگان یابند و اما در مورد چهار شنبه سوری باید گفت ، ایرانیان باستان سالی چندین مرتبه جشنهای گوناگون برپا می کردند، از آن جمله:جشن نوروز، جشن تیرگان، جشن مهرگان ، جشن سده، جشن اسفندار مذگان و… باید گفت نوروز چنانکه از اسمش پیداست در روز نو از ماه اول سال است که در روز اول فروردین آغاز می شود. یکی از امتیازات جشن نوروز این است که در فروردین ماه واقع شده. فروردین جمع واژه ( فرور) است به معنی فروهرها چون در فارسی میانه (پهلوی) جمع به «ین» وجود داشته بنابر این این ماه متعلق به فروهرهای پاکان می باشد که برای دیدار کسان خود به زمین می آیند و بعد از چند روز توقف به جاهای خود بر می گردند به همین جهت است که ایرانیان چند روز پیش از عید به خانه تکانی و نظافت و تهیه وسایل جشن و شادی می پردازند تا فَرَ وَ هَران (روانهای جاودان) در وقت فرود آمدن به زمین آنها را پاک و سالم و خرم ببینند و آنگاه با شادی و سرور به مکان خود باز گردند. از آداب و رسوم نوروز باید از خانه تکانی، تهیه سبزه ، میر نوروزی، چهارشنبه سوری و … یاد کرد که در واقع پیش درآمد آماده سازی فضای جشنهای نوروزی است، در مورد چهارشنبه سوری باید گفت یک رشته از جشنهای آریایی از اقوام هند و ایرانی و هند و اروپایی جشنهای آتش است. منظور از جشنهای آتش جشنهایی است که با افروختن آتش جهت سور و سرور و شادمانی آغاز و اعلام می شد، میان یونانیان، رومیان و بعضی از ملل دیگر اروپایی نظایرش با جشنهای آتش ایران هنوز باقی است. در ایران از جمله جشنهای آتش که باقیمانده جشن سوری در پایان سال یا همان چهارشنبه سوری کنونی است می باشد. در حال حاضر برگزاری چهار شنبه سوری که در همه شهرها و روستاهای ایران آگاهی داریم، بدین صورت است که شب آخرین چهارشنبه سال یعنی نزدیک غروب آفتاب ، روز سه شنبه بیرون از خانه جلو در و در فضایی مناسب آتش می افروزند و اهل خانه زن و مرد و کودک از روی آتش می پرند و با گفتن« زردی من از تو، سرخی تو از من» بیماریها و ناراحتی ها و نگرانیهای سال کهنه را به آتش می سپارند تا سال نو را با آسودگی و شادی آغاز کنند.
دکتر مهرداد بهار در مورد چهار شنبه سوری معتقد است که «چهارشنبه سوری از چهارشنبه که گویا نوعی استعاره و نوعی نماد برای چهار فصل سال و پایان سال است + سوری که به معنی سرخی است و ما از روی آتش می پریم که تمام سرمای مرگ آور زمستان را از خودمان دور کنیم، چون زمستان نوعی مرگ جهان تصور شده و ما با پریدن بر آتش این مرگ را از خودمان دور می کنیم و سرخی آتش را می خواهیم که از آن ما باشد تا حیات مجدد پیدا کنیم. البته جشن سوری در متون کهن به نام چهارشنبه سوری نیامده است. تنها جشن سوری پایان سال داشتیم، چهارشنبه اش یک نماد جدید است که معرف چهار فصل سال است. این جشن به گونه ای جشن طهارت هم است. آتش پاک کننده است. ما را از پلیدی های سال گذشته پاک میکند تا وارد سال آینده شویم». استاد هاشم رضی در مورد چهارشنبه سوری چنین نوشته: یکی از جمله مهمترین مراسم این جشن افروختن آتش بود. در اغلب جشنها افروختن آتش مقدس وستایش ویژه آن در آتشکده ها و خانه ها از مراسم اصلی بود. در شب اول پنجه ( پنجه مسترقه، پنج روز به نوروز مانده) بر بام ها و معابر با افروختن آتش جشن فروردگان را آغاز می کردند. بر آن بودند که فروهرها از ماوای آسمانی شان که در حال نزول بودند شادمان میشوند که آتش مقدس که تجلی ذات اهورا مزدا و نشان گرمی و شادمانی و مهربانی و نگهبان پیوند اقوام آریایی و پاکی و دینداری است ، میان خانه هاشان روشن و فروزان است. از سویی دیگر آتش از میان برنده پلیدی ها و زشتی ها و ناپاکی ها و بیماریها و گرفتاری هاست که همه ناشی از اهریمن می شود. این آغاز جشن پنجه یا فروردگان با افروختن آتش بعد از اسلام تبدیل به چهارشنبه سوری شد. چون اعراب چهارشنبه را نحس و نا مبارک میدانستند به جای شب آغاز پنجه یا جشن نزول فروهرها شب چهارشنبه آخر سال را برگزیدند. شاید بتوان گفت که سالی که ایرانیان بنا بر سنت دیرینه پس از ساسانیان ، شب اول پنجه را با آتش افروزی جشن گرفتند ، مصادف با شب چهارشنبه آخر سال بوده و آن را از آن پس با نام « جشن چهارشنبه» یا جشن در «شب چهار شنبه» یا در «چهارشنبه سوری» برقرار کردند. از سویی دیگر چون ملاحظه می کردند که ایرانیان آتش را زایل کننده بیماری و زشتی و ناپاکی و موجد سلامت و نعمت و برکت میدانند شاید چند روز به آخر سال مانده آتش می افروزند و چون در روز شماری آنان چهار شنبه نحس و نامبارک بود، در چهارشنبه آخر هر سال این مراسم را بر پا کردند.
به نظر نگارنده سطور در مورد نام گذاری «چهارشنبه سوری» یعنی اضافه نمودن چهارشنبه به جشن سوری تحقیق استاد هاشم رضی درست تر می باشد. برای تفهیم چهارشنبه سوری و علت آن به این نام لازم دانستم سوای موارد فوق توضیح بیشتر داده شود تا علت چهارشنبه سوری بهتر بیان گردد. فرور – فرورد – فرورتی – برابر واژه اوستایی فروشی است که در پهلوی فروهر شده .فروشی در اوستا یکی از نیروهای نهادینه پنجگانه است که پس از درگذشت آدمی با روان و دین (= وجدان) از تن جدا گشته بسوی جهان مینوی می گراید. این واژه یعنی فرور از دو جزء ترکیب یافته نخست از«فر» که به معنی پیش است، در اوستا و فرس هخامنشی به معنی بسیار آمده( این واژه در زبان کردی نیز به معنی بسیار می باشد که گویا از زبان فرس هخامنشی و شاید از زبان مادی بر گرفته شده است.) بخش دوم از ریشه مصدر« ور» به معنی پوشاندن، نگهداری کردن و مراقبت میباشد. بنابراین رویهم به معنی بسیار نگهدارنده می باشد، چنانکه در اوستا آمده فروشی و در پهلوی فروهر نیرویی است که اهورا مزدا از برای نگهداری آفریدگان از آسمان فرو فرستاده و « روان جاودان» نامیده شده است. به اعتقاد ایرانیان باستان (همانگونه که در ابتدای مقاله آمد) فروهرها در ایام نزدیک به فروردین به زمین باز میگردند و هر یک به خانه خود فرود می آیند. برای آمدن فروهرها به روی زمین و برای آنکه راه را به آنها بهتر بنمایانند رسم بر این بوده در شبهای آخر سال آتش افروزی بر بامها انجام می دادند که هم راهگشای فروهرها باشد و هم آگاهی دهند که سال نو می آید (گویا جمعه آخر سال که بر سر قبور فانوس روشن می کنیم بازمانده همین عقیده باشد) این آتش افروزی گاهی سه آتش به نشانه اندیشه نیک ، گفتار نیک و کردار نیک و یا هفت آتش به نماد امشاسپندان بوده و آنرا سوری می نامیدند. همانگونه که در پیش ذکر شد هنوز واژه چهارشنبه به آن اضافه نشده بود چون ایرانیان باستان شنبه، یکشنبه ، دوشنبه و … نداشتند و هر روز از ماه به نام یکی از ایزدان خوانده میشد. مانند هرمزد روز ، بهمن روز ، اردیبهشت روز، شهریور روز و … گویا بعد از تبادل فرهنگی با دیگر اقوام بویژه اعراب واژه چهارشنبه بدان افزوده شده، شاید یکی از این سالها این رسم با شب چهارشنبه آخر سال قرین شده و از آن پس در همین شب ماندگار مانده است و به چهارشنبه سوری نامبردار گردیده است. و یا طبق تحقیق استاد پورداود: « روز چهارشنبه یا یوم الارباع نزد عربها روز شوم و نحسی است. جاحظ در کتاب المحاسن والاضداد آورده :« والأربعاء یوم ضّنک و نحس» شعرا همین روز تنگی (ضّنک) و سختی و شومی را در اشعار خود آورده اند. و به همین خاطر است که ایرانیان آیین آتش افروزی پایان سال خود را به شب آخرین چهارشنبه انداختند تا با پیش آمدن سال نو از آسیب روز پلیدی چون چهارشنبه بر کنار مانند». در جایی دیگر می نویسد: از اینکه جشن در سه شنبه گرفته می شود از این رو است که نزد ایرانیان چنانکه نزد بسیاری از گروه معروف به هند و اروپایی شب پیش از روز به شمار می رود، اما سوری که بجای جشن بکار رفته، به این واژه چندین بار در اوستا بر می خوریم به ریخت «سوئیریه» به معنی چاشت به کار رفته در پهلوی وپارسی به معنای مهمانی بزرگ آمده است. ناصر خسرو می فرماید :
در سور جهان شدم ولیکن/ بس لاغر بازگشتم از سور
زین سور ز من بسی بتر رفت/ اسکندر و اردشیر و شاپور
گر تو سوی سور می روی رو/ روزت خوش باد وسعی مشکور
و همچنین واژه سوری فارسی در پهلوی به گونه « سوریک » صفت است. چون سور به معنی سرخ و « ایک» پسوند صفت می باشد به معنی «سوری» گفته اند که عنصر اصلی مراسم آن افروختن آتش سرخ بوده است. همانگونه که آمد واژه سوری به معنی جشن هم میباشد چنانکه واژه سورنای نایی است که در مهمانی و عروسی نوازند بهر حال این جشن همگام با مردمان، سلسله ها و حکمفرمایان، نیز آنرا بر پا داشته اند . بویژه در زمان سامانیان با شکوه برپا می شد و حتی یکبار امیر منصور بن نوح جشن چهار شنبه سوری را در منطقه جوی مولیان چنان عظیم و با تکلف بجا آورد که بر اثر آتش فراوان مقداری از آن به داخل قصر پادشاه سرایت کرد آنرا به آتش کشید .درباره این آتش افروزی و جشن سوری در تاریخ بخارا تألیف ابو جعفر نرشخی چنین آمده : « و چون امیر سدید منصور بن نوح به ملک نشست ، اندر ماه شوال سال به سیصد و پنجاه به جوی مولیان فرمود تا آن سرای ها را دیگر بار عمارت کردند و هر چه هلاک وضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند آنگاه امیر سدید به سرای بنشست هنوز سال تمام نشده بود که چون شب سوری چنان که عادت قدیم است آتشی عظیم افروختند. پاره آتش بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت و امیر سدید هم در شب به جوی مولیان رفت » .
از مراسم این شب افروختن آتش بوده زیرا آتش را فروغ و مظهر ایزدی و نماد روشنایی می دانستند که پالاینده و زداینده و از بین برنده سرمای زمستان است. همچنین در این شب از هفت نوع میوه خشک بنام هفت امشاسپندان در سفرۀ چهارشنبه سوری استفاده می نمودند. سکه هایی در کوزه می انداختند و آنرا از پشت بام به زمین می زدند به نشانه اینکه روزی و پول فراوان برای آنها نازل شود. از دیگر مراسم فال گوش ایستادن بود. فال گوش از گذشته های دور به جا مانده، جوانان به زیر بامها در جای خلوت می ایستادند به امید آنکه فروهرها به زمین نزول کرده آنانرا با نجوا از آینده شان آگاه کنند و فال گرفتن توسط گفته های عابرین، فال کوزه ، قاشق زنی و …
در پایان توضیحی که لازم به گفتن است این است که فروهرها چنانچه ما را پاک و سالم و خرم ببینند با شادی و سرور به مکان خود باز می گردند، بنابراین اگر همین گونه که این روزها متداول شده که جوانان چگونه از مواد محترقه و آتش زا و سوزاننده استفاده نابجا می کنند و با این عمل نه تنها جان خود را بلکه جان دیگران را به خطر می اندازند باید نیک دریابند، نیاکان ما که این جشنها را برای ما به یادگار نهاده اند بیشتر جنبه شادی و سلامتی آنرا در نظر داشته اند. فروهرهای آنان از این اعمال ناخشنود و با ناراحتی به جایگاه خود بر می گردند. بنابراین چنانچه برای فروهرهای گذشتگان احترامی قائل هستیم باید از اینگونه حوادث تا سر حد امکان پیشگیری نماییم.
منابع :
۱- کتاب جستاری چند در فرهنگ ایران دکتر مهرداد بهار انتشارات فکر روز
۲-کتاب آناهیتا، ابراهیم پورداود به کوشش مرتضی گرجی انتشارات دنیای کتاب
۳- کتاب گاه شماری و جشنهای ایرانیان نوشته هاشم رضی انتشارات بهجت
۴- کتاب چهل جستار تألیف نگارنده انتشارات تاق بستان کرمانشاه
اسفندماه ۱۴۰۳