هادی نوروزی/ سردبیر در شرایط کنونی که کشور با فشارهای بی‌سابقه ناشی از تحریم‌های اقتصادی و محدودیت‌های جدی در مسیر فروش نفت و تعاملات تجاری دریایی مواجه است، مدیریت بحران به فراتر از تصمیم‌گیری‌های پشت درهای بسته نیاز دارد. در چنین وضعیت خطیری که «اقتصادِ محاصره» سایه خود را بر معیشت عمومی گسترانده است، «شفافیت» […]


هادی نوروزی/ سردبیر

در شرایط کنونی که کشور با فشارهای بی‌سابقه ناشی از تحریم‌های اقتصادی و محدودیت‌های جدی در مسیر فروش نفت و تعاملات تجاری دریایی مواجه است، مدیریت بحران به فراتر از تصمیم‌گیری‌های پشت درهای بسته نیاز دارد. در چنین وضعیت خطیری که «اقتصادِ محاصره» سایه خود را بر معیشت عمومی گسترانده است، «شفافیت» نه یک انتخاب اخلاقی، که یک ضرورت راهبردی برای حفظ امنیت ملی است. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که دولت‌ها در مواجهه با چالش‌های ساختاری، بزرگ‌ترین سرمایه خود را در «اعتماد عمومی» می‌یابند. زمانی که دولتمردان، مشکلات را بدون پرده و با زبانی صادقانه با مردم در میان می‌گذارند، در واقع شهروندان را از جایگاه «ناظرانِ منفعل» به «شرکایِ راهبردی» ارتقا می‌دهند. پنهان‌کاری یا کوچک‌نمایی بحران، شاید در کوتاه‌مدت از التهابات اجتماعی بکاهد، اما در میان‌مدت، با بروز شکاف میان روایت رسمی و واقعیتِ سفره‌های مردم، به فرسایش سرمایه اجتماعی و کاهش تاب‌آوری جامعه منجر می‌شود.
تاب‌آوری ملی، برخلاف تصور رایج، صرفاً به معنای تحملِ فقر یا فشار نیست؛ بلکه به معنای «درکِ مشترک از وضعیت» و «پذیرشِ هزینه‌های لازم برای عبور از بحران» است. مردم ایران در طول دهه‌های گذشته نشان داده‌اند که در صورت وجود اعتماد و اطمینان از عدالتِ توزیعِ سختی‌ها، ظرفیت بالایی برای همراهی دارند. اما این همراهی مشروط به صداقتی است که در آن، دولت صراحتاً از محدودیت‌های منابع، موانع موجود در بازارهای بین‌المللی و چشم‌اندازهای واقع‌بینانه سخن بگوید.
وقتی دولتمردان با مردم صادق باشند، هزینه‌های سیاسی تصمیماتِ سختِ اقتصادی به حداقل می‌رسد. جامعه‌ای که بداند چه مانعی بر سر راه فروش نفت وجود دارد و چرا تخصیص منابع با دشواری روبروست، بهتر می‌تواند میان «تبلیغات» و «واقعیت‌های ژئوپلیتیک» تفکیک قائل شود. این شفافیت، نه تنها از انتشار شایعات و اخبار جعلی در فضای عمومی جلوگیری می‌کند، بلکه بستری برای نوآوری‌های مردمی و مشارکت بخش خصوصی در دور زدن محدودیت‌ها فراهم می‌سازد.
در نهایت، عبور از پیچ تاریخی فعلی بدون همراهیِ آگاهانه آحاد جامعه ناممکن است. دولت باید با اتخاذ استراتژی «روایتِ صادقانه»، از یک سو اعتماد آسیب‌دیده را ترمیم کرده و از سوی دیگر با درگیر کردن بدنه اجتماعی در حل مسائل، تاب‌آوری عمومی را به یک سپرِ دفاعی پایدار تبدیل کند. عبور از طوفانِ تحریم، بیش از آنکه نیازمندِ کتمانِ واقعیت باشد، نیازمندِ شجاعت در بازگویی حقیقت است.