هادی نوروزی/سردبیر همیشه دلسوزی و حسن نیت، صفاتی ارزشمند برای مدیران بوده و هست اما تجربه سال‌ها نشان داده که این ویژگی‌ها به‌تنهایی برای اداره امور کافی نیست. یک مدیر موفق، افزون بر پاک‌دستی و نیت خیر، باید از تجربه و تخصص کافی در حوزه کاری خود برخوردار باشد. در غیر این صورت، حتی خوش‌نیت‌ترین […]

هادی نوروزی/سردبیر

همیشه دلسوزی و حسن نیت، صفاتی ارزشمند برای مدیران بوده و هست اما تجربه سال‌ها نشان داده که این ویژگی‌ها به‌تنهایی برای اداره امور کافی نیست. یک مدیر موفق، افزون بر پاک‌دستی و نیت خیر، باید از تجربه و تخصص کافی در حوزه کاری خود برخوردار باشد. در غیر این صورت، حتی خوش‌نیت‌ترین مدیران نیز در برابر بحران‌ها درمانده می‌شوند و تصمیم‌های آن‌ها، هرچند صادقانه، نمی‌تواند گره‌ای از مشکلات بگشاید. کرمانشاه، نمونه‌ای گویا از این چالش است چراکه سال‌هاست این استان در صدر جدول بیکاری کشور قرار دارد و آمارها نشان می‌دهد که نرخ بیکاری آن در برخی فصل‌ها به بیش از ۱۸ درصد نیز رسیده است. این وضعیت، نه تنها معیشت هزاران خانواده را تحت تأثیر قرار داده، بلکه به مهاجرت نیروی کار جوان و خلأ سرمایه‌گذاری دامن زده است. در چنین شرایطی، صرف دلسوزی برای مردم کافی نیست؛ آنچه می‌تواند مسیر را تغییر دهد، مدیریتی مبتنی بر دانش روز، شناخت عمیق از ظرفیت‌های منطقه و برنامه‌ریزی تخصصی برای ایجاد اشتغال پایدار است.
بسیاری از کارشناسان بر این باورند که ریشه‌های بیکاری مزمن کرمانشاه، فراتر از مسائل اقتصادی، به ضعف مدیریتی و نبود نگاه تخصصی در تصمیم‌گیری‌ها بازمی‌گردد. پروژه‌هایی که می‌توانستند به اشتغال‌زایی کمک کنند، گاه به دلیل نبود کارشناسی دقیق یا تغییرات مدیریتی ناپایدار، ناتمام مانده‌اند. در مقابل، استان‌هایی که مدیران آن‌ها با تکیه بر تجربه و تخصص، برنامه‌های بلندمدت تدوین کرده‌اند، توانسته‌اند گام‌های مؤثری در کاهش بیکاری بردارند.
در نهایت، باید پذیرفت که مدیریت، هنرِ تلفیقِ قلب و عقل است. دلسوزی، انگیزه می‌آفریند، اما تخصص، مسیر را روشن می‌کند. کرمانشاه، با ظرفیت‌های فراوان کشاورزی، صنعتی و گردشگری، شایسته مدیری است که نه تنها دلسوز مردم باشد، بلکه با دانش و تجربه، بتواند این ظرفیت‌ها را به فرصت‌های شغلی پایدار تبدیل کند. تنها در آن صورت است که می‌توان به تغییر این رتبه تلخ و بازگشت امید به این دیار امیدوار بود.