هادی نوروزی/سردبیر بیش از دو دهه از روزهایی می‌گذرد که کلنگ احداث کتابخانه مرکزی کرمانشاه بر زمین خورد؛ بیست سالی که به اندازه‌ی یک نسل، فرصتِ شکوفایی فرهنگی را از شهروندان دریغ کرده است. در طول این دو دهه، اسامی بسیاری در لیست مدیران ارشد استان جابه‌جا شده و هر کدام با وعده‌ای تازه، به […]

هادی نوروزی/سردبیر

بیش از دو دهه از روزهایی می‌گذرد که کلنگ احداث کتابخانه مرکزی کرمانشاه بر زمین خورد؛ بیست سالی که به اندازه‌ی یک نسل، فرصتِ شکوفایی فرهنگی را از شهروندان دریغ کرده است. در طول این دو دهه، اسامی بسیاری در لیست مدیران ارشد استان جابه‌جا شده و هر کدام با وعده‌ای تازه، به این پروژه نگریسته‌اند؛ اما در نهایت، آنچه بر جای مانده، اسکلتی فرسوده و نمادی از ناکارآمدیِ سیستماتیک در حوزه فرهنگ است.
اخیراً استاندار کرمانشاه در بازدید از این پروژه، بار دیگر بر ضرورت تسریع در روند اجرایی تأکید کرده و آن را «اولویت نخست پروژه‌های عمرانی استان» خوانده است. اما پرسشِ اساسی که ذهن کنشگران فرهنگی و افکار عمومی را به خود مشغول کرده، این است: تا کجا می‌توان با تکیه بر سخنان تکراری، اعتماد عمومی را بازیچه قرار داد؟ واقعیتِ میدانی، فرسنگ‌ها با این «اولویت‌بندی‌ها» فاصله دارد. در حالی که پروژه‌های عمرانی با کاربری‌های دیگر، گاه با سرعتی غیرمنتظره به پیش می‌روند، کتابخانه مرکزی کرمانشاه همچنان در ایستگاه «تأمین اعتبار» و «بروکراسی‌های فرسایشی» متوقف مانده است.
این سکونِ بیست‌ساله، پیامی صریح و تلخ را به جامعه مخابره می‌کند؛ اینکه در معادلات توسعه‌ی این دیار، فرهنگ و کتاب، نه تنها اولویت نخست نیستند، بلکه حتی در صفِ اولویت‌های دست‌چندم نیز جای نمی‌گیرند. کتابخانه مرکزی، بیش از آنکه یک بنای عمرانی باشد، باید کانونِ تپش‌های فرهنگی و محلِ تجمع خردورزی باشد، اما اکنون به نمادی از «بی‌اعتباریِ وعده‌ها» تبدیل شده است.
مدیریت ارشد استان باید بداند که تکرارِ بازدیدهای میدانی و صدور دستوراتِ تکراری، بدونِ وجودِ یک «اراده‌ی اجراییِ واقعی» و «تخصیصِ منابعِ بی‌قید و شرط»، دیگر راهگشا نخواهد بود. فرهنگ، زیرساختِ توسعه است و تا زمانی که این نگاه در لایه‌های تصمیم‌گیری نهادینه نشود، شاهدِ تغییرِ ملموسی نخواهیم بود. زمان آن رسیده است که مسئولان، به جای تکرارِ شعارهایِ کلیشه‌ای، برای پایان دادن به این «رنجِ بیست‌ساله»، برنامه‌ای عملیاتی، شفاف و زمان‌بندی‌شده ارائه دهند؛ چرا که تداوم این وضعیت، بیش از هر چیز، تخریبِ باورِ شهروندان به توانمندی ساختارهای مدیریتی را به دنبال خواهد داشت.