هادی نوروزی/ سردبیر سه دهه، زمان کمی برای تحولِ ساختاریِ یک زیست‌بوم شهری نیست. در طی این سی سال، استانداران و مدیرانِ شهریِ متعددی در کرمانشاه آمدند و رفتند و هر یک در نخستین روزهایِ کاریِ خود، از ضرورتِ حیاتیِ «ساماندهی رودخانه‌ی قره‌سو» سخن به میان آوردند. قره‌سو که می‌توانست به عنوانِ نگینِ گردشگری و […]

هادی نوروزی/ سردبیر

سه دهه، زمان کمی برای تحولِ ساختاریِ یک زیست‌بوم شهری نیست. در طی این سی سال، استانداران و مدیرانِ شهریِ متعددی در کرمانشاه آمدند و رفتند و هر یک در نخستین روزهایِ کاریِ خود، از ضرورتِ حیاتیِ «ساماندهی رودخانه‌ی قره‌سو» سخن به میان آوردند.

قره‌سو که می‌توانست به عنوانِ نگینِ گردشگری و تفرجگاهی سبز، هویتِ محیط‌زیستیِ شهر را ارتقا دهد، اکنون به گواهیِ تاریخ، در همان نقطه‌ی صفر باقی مانده است؛ بستری انباشته از زباله، میزبانِ فاضلاب‌های شهری و نمادی عریان از نازیبایی که شهروندان را نه با آرامش، بلکه با بوی تعفن و صحنه‌هایی دلخراش روبرو می‌کند.

این شکافِ عمیق میانِ «گفتارِ مدیریتی» و «واقعیتِ عینی»، نشان‌دهنده‌ی یک آسیبِ ساختاری در نظامِ مدیریتِ استان است. در ادبیاتِ مدیریتی، تکرارِ یک وعده طی سه دهه، نه نشانه‌ی دغدغه‌مندی، که نشانه‌ی بی‌برنامگی، فقدانِ تخصیصِ بودجه‌ی پایدار و اولویت‌بندی‌هایِ اشتباه است.

قره‌سو سال‌هاست که در میانِ تضادِ منافعِ دستگاه‌ها و بروکراسی‌های فرسایشی، به گروگان گرفته شده است. گویی هر مدیرِ جدید، به جای حلِ مسئله، به دنبالِ بازخوانیِ همانِ نمایشِ ناکامِ قبلی بوده و حقیقتِ تلخ آن است که هیچ «اراده‌ی اجرایی» برای پایان دادن به این فاجعه‌ی زیست‌محیطی شکل نگرفته است. آنچه در قره‌سو می‌بینیم، تنها یک رودخانه‌ی آلوده نیست؛ بلکه آیینه‌ی تمام‌نمایِ «تخریبِ اعتماد عمومی» است.

وقتی مردم می‌بینند که یک مطالبه‌ی بدیهیِ شهری پس از سی سال هنوز به نتیجه نرسیده، باورِ خود را به توانمندیِ ساختارهای حاکمیتی از دست می‌دهند. ساماندهیِ این رودخانه، آزمونی است که مدیرانِ کرمانشاه در طی این سال‌ها، پیوسته در آن مردود شده‌اند. برای عبور از این وضعیت، دیگر نه به سخنرانی‌های شورانگیز و نه به طرح‌هایِ کاغذیِ پرطمطراق، که به یک عزمِ جهادی، تخصیصِ فوریِ منابع و پایان دادن به سیاستِ «وعده‌درمانی» نیاز است.

قره‌سو پیش از آنکه بیش از این در لجن‌زارِ بی‌عملی غرق شود، نیازمندِ جراحیِ فوری است؛ پیش از آنکه این رودخانه نه تنها در نقشه‌ها، بلکه در خاطراتِ شهر نیز به کلی محو شود.