هادی نوروزی/ سردبیر در گذشتهای نه چندان دور، همسایهها پیش از آنکه همدیگر را ببینند، صدایشان را میشناختند. دیوارهای کاهگلی و حیاطهای مشترک، فرصتی برای گفتوگو و همدلی بود. اما امروز در هزارتوهای برجهای سربهفلککشیده، ساکنان یک راهپله، غریبههایی بیش نیستند. چه شده که همسایهها از یاد یکدیگر رفتهاند؟ نخستین و شاید مهمترین عامل، تغییر […]

هادی نوروزی/ سردبیر
در گذشتهای نه چندان دور، همسایهها پیش از آنکه همدیگر را ببینند، صدایشان را میشناختند. دیوارهای کاهگلی و حیاطهای مشترک، فرصتی برای گفتوگو و همدلی بود. اما امروز در هزارتوهای برجهای سربهفلککشیده، ساکنان یک راهپله، غریبههایی بیش نیستند. چه شده که همسایهها از یاد یکدیگر رفتهاند؟
نخستین و شاید مهمترین عامل، تغییر سبک معماری و شهرنشینی است. خانههای حیاطدار جای خود را به آپارتمانهای کوچک با پارکینگ اختصاصی و آسانسور دادهاند. دیگر خبری از پاگردهای مشترک یا حوض وسط حیاط نیست. هرکس از پارکینگ مستقیماً سوار آسانسور میشود و تا درِ واحد خود، با هیچکس روبهرو نمیشود. معماری مدرن، فرصتهای تصادفیِ همسایگی را به صفر رسانده است. دومین عامل، تسلط فضای مجازی بر زندگی روزمره است. ساعتها غرق در شبکههای اجتماعی بودن، فرصت تعامل چهرهبهچهره را از انسان گرفته است. همسایهای که در پیامرسانها برای هم لایک میفرستند، در راهپله بدون سلام از کنار هم عبور میکنند. انگار ارتباط مجازی، جایگزینِ همسایگی واقعی شده، نه مکمل آن.
فشارهای اقتصادی و ساعات طولانی کار، انرژی و حوصلهای برای معاشرت باقی نمیگذارد. بسیاری از افراد پس از یک روز کاری طاقتفرسا، تنها به دنبال سکوت و خلوت در خانه هستند. در این میان، مهاجرتهای درونشهری و جابهجایی مکرر نیز باعث شده روابط همسایگی عمق و پایداری گذشته را نداشته باشد.
با وجود این چالشها، هنوز میتوان امید داشت. تشکیل گروههای همسایگی در پیامرسانها، برگزاری جشنهای ساده در راهپله یا حیاط ساختمان، و حتی یک سلام ساده در آسانسور، میتواند جرقهای برای بازگشت به همان همسایگیهای گرم دیروز باشد. شاید وقت آن رسیده که از پشت صفحهها بیرون بیاییم و همسایهمان را به چشم یک انسان ببینیم، نه یک غریبه در واحد بغلی.
















Saturday, 5 September , 2026