هادی نوروزی/ سردبیر در اقتصاد ایران، رابطهی میان نرخ ارز و قیمت کالاها و خدمات، سالهاست به یکی از معماهای تکراری زندگی روزمره مردم تبدیل شده است. هرگاه قیمت دلار یا طلا اندکی افزایش مییابد، موجی از گرانی به سرعت در بازار شکل میگیرد؛ از مواد خوراکی گرفته تا اجاره، حملونقل و خدمات مختلف، همه […]

هادی نوروزی/ سردبیر
در اقتصاد ایران، رابطهی میان نرخ ارز و قیمت کالاها و خدمات، سالهاست به یکی از معماهای تکراری زندگی روزمره مردم تبدیل شده است. هرگاه قیمت دلار یا طلا اندکی افزایش مییابد، موجی از گرانی به سرعت در بازار شکل میگیرد؛ از مواد خوراکی گرفته تا اجاره، حملونقل و خدمات مختلف، همه بهسرعت خود را با «دلارِ گران» تطبیق میدهند. اما همینکه نرخ ارز مسیر نزولی پیدا میکند، بازار رفتاری کاملاً متفاوت نشان میدهد: قیمتها در بهترین حالت ثابت میمانند و در بسیاری موارد حتی به کاهش هم فکر نمیکنند.
این نامتقارنی، بیش از آنکه ناشی از یک سازوکار طبیعی باشد، از ضعف نظارت، نبود رقابت واقعی، انتظارات تورمی و رفتار سوداگرانه در بازار حکایت دارد. در اقتصادی سالم، نوسان ارز باید بهصورت منطقی و متناسب بر قیمت برخی کالاهای وابسته اثر بگذارد؛ نه آنکه هر افزایش جزئی در نرخ دلار، بهانهای برای چند برابر شدن قیمتها شود و هر کاهش آن، بیاثر یا کماثر باقی بماند.
واقعیت این است که بخش قابلتوجهی از بازار، بر پایه منطق عرضه و تقاضای شفاف عمل نمیکند، بلکه از فضای روانی و هیجانی تغذیه میشود. فروشندگان و فعالان اقتصادی اغلب در برابر افزایشها، سریع و هماهنگ واکنش نشان میدهند، اما در زمان کاهش، با تأخیر، احتیاط و گاهی مقاومت عمل میکنند. همین رفتار یکطرفه، اعتماد عمومی را فرسوده و فشار معیشتی را بر دوش مردم سنگینتر کرده است.
اگر قرار است مردم اثر واقعی تغییرات ارزی را در زندگی خود لمس کنند، باید سازوکاری وجود داشته باشد که کاهش نرخ ارز نیز به همان اندازه افزایش آن، به بازار منتقل شود. شفافیت، نظارت مؤثر، مقابله با احتکار و تقویت رقابت میتواند از این چرخه ناعادلانه بکاهد. در غیر این صورت، بازار همچنان بهسمت یک حقیقت تلخ خواهد رفت: دلار که بالا میرود، همهچیز گران میشود؛ اما وقتی پایین میآید، فقط نمودارها کاهش را نشان میدهند، نه سبد خرید مردم.
















Saturday, 5 September , 2026