به قلم: دکتر علیرضا شهرستانی مدرس دانشگاه و پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی گاه تغییر کاربری‌های شتاب‌زده، پاتوق‌های اصیل معرفت را از مسیر خود بازمی‌دارد؛ دغدغه‌ای مشفقانه که تدبیر نماینده‌ی عالی دولت را برای صیانت از حریم فرهنگ کرمانشاه طلب می‌کند. به نام خداوند جان وخرد کرمانشاه چون صدفی پرگهر است که در درازنای تاریخ، […]

به قلم: دکتر علیرضا شهرستانی
مدرس دانشگاه و پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی

گاه تغییر کاربری‌های شتاب‌زده، پاتوق‌های اصیل معرفت را از مسیر خود بازمی‌دارد؛ دغدغه‌ای مشفقانه که تدبیر نماینده‌ی عالی دولت را برای صیانت از حریم فرهنگ کرمانشاه طلب می‌کند.

به نام خداوند جان وخرد
کرمانشاه چون صدفی پرگهر است که در درازنای تاریخ، فرزانگان، رزمندگان و نام‌آوران بزرگی را در دامن خود پرورانده است. در این پهنه‌ی فرهنگ‌پرور، نام پرشکوه «استاد میرجلال‌الدین کزّازی»، چهره‌ی ماندگار ادب پارسی و فشرده‌ی خرد این کهن‌دیار، از نمادهای روشن و افتخارآفرین هویت فرهنگی ماست. بر همین اساس، در تیرماه ۱۳۹۸، نام‌گذاری و اختصاص فضایی فرهنگی به نام این استاد یگانه، گامی شایسته و مایهٔ خرسندی و مباهات اهل ادب بود؛ تلاشی در مسیر گسترش چراغ دانایی که امید می‌رفت پاتوقی پویا و پایدار برای پیوند نسل نو با ریشه‌های اصیل معرفت باشد.

در سال‌های آغازین، این فرهنگ‌سرا کانون گرم دانش و هنر بود؛ با برگزاری نشست‌های منظم شاهنامه‌پژوهی، حافظ‌شناسی، کارگاه‌های شعر و نویسندگی و حضور استادانی برجسته چون دکتر عبدالرضا رادفر، جوانان و علاقه‌مندان مشتاقی گردهم می‌آمدند و از چشمه‌ی زلال ادب سیراب می‌شدند. اما در ادامه، تبدیل این فضای بالنده به بخش اداری یکی از حوزه‌های مدیریت شهری، این کانون سرزنده را از رسالت بنیادین خود دور ساخت.

نیازهای اداری سازمان‌ها همیشه راهکاری دارند و دوایر سازمانی را در ساختمان‌های متعددی می‌توان سامان بخشید؛ اما فرصت‌های ازدست‌رفته‌ی تربیتی برای نسل نو هرگز جبران‌پذیر نیست. اگر چراغ آگاهی و پاتوق‌های معرفتی در شهری خاموش بمانند، پیامدهای ناگوار آن در عرصه‌ی فرهنگی و اجتماعی با هیچ هزینه‌ای در آینده ترمیم نخواهد شد.

به عنوان شاگرد دیرین استاد که سال‌ها در محضر ایشان زانوی ادب زده‌ام، با اطمینان می‌گویم که استاد کزّازی با روحی بلند و بی‌نیازیِ عالمانه، هرگز نیازی به نام‌گذاری ساختمانی به نام خویش ندارد؛ دغدغه‌ی راستین این استاد فرزانه، همواره تعالی فرهنگی جامعه، روشن ماندن چراغ ادب و بالندگی فرزندان این دیار کهن بوده و هست. پاسداشت نام ایشان، پاسداشت یک شخص نیست، بلکه پاسداری از حریم معرفت و میراث گران‌سنگ ادب پارسی است.

امروز در شرایطی که طبق قانون، وظایف شورای اسلامی شهر بر عهده‌ی استاندار محترم به عنوان قائم‌مقام قانونی قرار دارد، چشم امید فرهیختگان و دلسوزان فرهنگ به درایت و بینش دوراندیشانه‌ی نماینده‌ی عالی دولت در استان دوخته شده است. انتظار مشفقانه‌ی اصحاب قلم و اندیشه آن است که با صدور دستوری شایسته، این مجموعه مجدداً به پایگاهی زنده برای رویدادهای ادبی، کلاس‌های مفاخرپژوهی و پرورش استعدادهای جوانان مستعد این مرزوبوم بازگردد تا بار دیگر نوای دانایی و ادب از آن به گوش رسد.