هادی نوروزی/ سردبیر کرمانشاه، با دارا بودنِ ظرفیت‌های بی‌نظیرِ تاریخی، طبیعی و فرهنگی، همواره به عنوان یکی از قطب‌های بالقوه‌ی گردشگری غرب کشور شناخته شده است. با این‌حال، نگاهی به روندِ توسعه‌ی این صنعت در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که ما با شکافی عمیق میانِ «آنچه می‌گوییم» و «آنچه در عمل رخ می‌دهد» مواجه هستیم. […]


هادی نوروزی/ سردبیر

کرمانشاه، با دارا بودنِ ظرفیت‌های بی‌نظیرِ تاریخی، طبیعی و فرهنگی، همواره به عنوان یکی از قطب‌های بالقوه‌ی گردشگری غرب کشور شناخته شده است. با این‌حال، نگاهی به روندِ توسعه‌ی این صنعت در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که ما با شکافی عمیق میانِ «آنچه می‌گوییم» و «آنچه در عمل رخ می‌دهد» مواجه هستیم. حقیقت آن است که توسعه‌ی گردشگری، نه با دستورالعمل‌های اداری محقق می‌شود و نه با برگزاریِ همایش‌های نمادین؛ گردشگری، یک صنعتِ دقیق و مبتنی بر بازگشتِ سرمایه است که پیش از هر چیز، به نگاهی واقع‌بینانه و اجرایی نیاز دارد. نخستین مانعِ ما، غلبه‌ی فرهنگِ «دستورمحوری» بر «برنامه‌محوری» است. در فضایِ مدیریتیِ استان، تصور بر این است که با صدورِ یک بخشنامه یا تعیینِ یک هدفِ کلی، چرخِ گردشگری خودبه‌خود به حرکت درمی‌آید. غافل از آنکه گردشگر، پیش از هر چیز به زیرساخت نیاز دارد؛ از کیفیتِ راه‌های مواصلاتی و هتل‌های استاندارد گرفته تا خدماتِ دیجیتالِ گردشگری و امنیتِ روانی. بدونِ این زیرساخت‌ها، تبلیغاتِ کلامی نه تنها سودی ندارد، بلکه باعثِ تکرارِ تجربه‌یِ ناموفقِ مسافر و دلسردیِ او از سفرِ دوباره به کرمانشاه خواهد شد. در این میان، نقشِ بخشِ خصوصی نقشی حیاتی است. اما باید پرسید که ما برایِ تسهیل‌گریِ حضورِ سرمایه‌گذار چه کرده‌ایم؟ بروکراسیِ پیچیده و دست‌وپاشکسته‌ای که در راهِ اخذِ مجوزها و تأمینِ مالیِ پروژه‌هایِ گردشگری وجود دارد، عملاً رمقِ فعالانِ اقتصادی را می‌گیرد. سرمایه‌گذار، به دنبالِ امنیتِ روانی و سرعت در اجراست؛ نه گیر افتادن در هزارتویِ ادارات.
برای تغییرِ وضعیتِ موجود، نیازمندِ یک «انقلابِ ساختاری» هستیم. این انقلاب نه با شعار، که با حذفِ موانعِ اداری، حمایتِ جدی از پروژه‌هایِ نیمه‌تمام و اولویت‌بندیِ دقیقِ منابع بر اساسِ طرح‌هایِ جامعِ آمایشی ممکن می‌شود. کرمانشاه، برای درخشش در نقشه‌یِ گردشگری، بیش از آنکه به همایش و دستور نیاز داشته باشد، به عزمی راسخ برایِ «تسهیل‌گری» و «ایجادِ زیرساخت‌هایِ پایدار» نیاز دارد. زمانِ آن رسیده که از فضایِ «گفتاردرمانیِ توسعه» به سمتِ «عمل‌گراییِ استراتژیک» حرکت کنیم؛ چرا که تاریخ، تنها به پروژه‌هایی نمره قبولی می‌دهد که روی زمین اجرا شده‌اند، نه آن‌هایی که در نامه‌ها مانده‌اند.